اسناد معتبر مىدانستند » . آن گاه وى در توصيف عكس العملى كه كتاب خاورشناس آلمانى نولدكه « 1 » - ( تاريخ قرآن ) با آن مواجه شد ، مىگويد : « وقتى چاپ نخست كتاب نولد كه به بازار آمد ، برخى از اهل حديث در شرق به آن حمله كردند و وى را به طعن در دين متّهم نمودند و پنداشتند كسانى كه از اين روش پيروى مىكنند ، على رغم انصاف و نيّت درستشان ، خالى از جانبدارى در پژوهشهاى خود نيستند چه اين كه عدم جانبدارىشان مشخّص و از نوشتههاى آنها پيداست كه متن را بدون اسناد معتبر مىدانند و آن دسته از آراى گذشتگان را گزينش مىكنند كه با ويژگيهايى از جمله سندها ، چه متواتر و چه ضعيف ، مطابقت داشته باشد ، چه بسا نتايج پژوهشهاى آنها به اين شيوه با آموزش اهل حديث كه از روزگاران دور در ميان دانشمندان معمول - بوده است در تناقض باشد » « 2 » .
اگر اين خاورشناسان تلاشهاى خود را به روشهاى نقد اسلامى در گزينش اخبار و راويان مقيّد مىساختند هرگز ارزيابيهاى آنها با ارزيابيهاى ما اختلاف نداشت و براى قرآن ، تاريخى نمونه مىنوشتند كه در آن مطالب درست فراوان و مطالب نادرست به اندك مىرسيد و اگر نويسندگان ما در پژوهش از روش اينان در دادن فرضيه ، ارائهء برهان و استنتاج - با پاىبندى به روشهاى اصيل در نقد روايات و راويان - پيروى مىكردند ، در فهم اين تاريخ به مرتبهء بالايى دست مىيافتند . بدين ترتيب امور با بىتوجهى و سهل انگارى ادامه يافت و باعث شد كه ترس از پرداختن به اين مسأله در من شكل گيرد .
امّا حيرت از آنرو بود كه منابعى كه مىتوانند نقطهء شروع پژوهش دربارهء مشكلات تاريخ قرآن و به ويژه قرائتهاى شاذ باشند - چه چاپ شده و چه نسخه خطى - كماند ؛ چون مطالب چاپ شدهاند كند و نسخههاى خطى غالبا مفقود . بنابر اين ، مواد موجود و در دسترس - ظاهرا - نمونههايى كافى براى
هامش
( 1 ) .ekedloNrodoeht( 2 ) عبد اللّه بن ابى داوود السجستانى ، المصاحف ، مقدمهء جفرى ، ص 4 .