كه بخارى آن را روايت كرده است . يا قرائت ابن زبير
وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ
( و يستعينون باللّه على ما اصابهم ) « 1 » عمر بن خطاب مىگويد : « نمىدانم آيا [ و يستعينون باللّه على ما اصابهم ] قرائت زبير است يا تفسير آن ؟ سعيد بن منصور و ابن انبارى آن را روايت كردهاند و ابن انبارى عقيده پيدا كرده كه [ و يستعينون . . .
اصابهم ] تفسير است . از حسن [ بصرى ] روايت شده است كه قرائت مىكرد :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها ،
( الورود : الدّخول « 2 » ابن انبارى مىگويد : « ورود » به معناى دخول [ الورود :
الدخول ] ، تفسيرى است از حسن كه برخى از راويان در آن دچار اشتباه شده و آن را در قرآن وارد ساختهاند « 3 » .
[ آيت اللّه ] خويى در خلال سخنش به اين موضوع كه گفته شده « على ( ع ) مصحفى غير از مصحف موجود داشته و چيزهايى داشته كه در قرآن موجود نبوده است » « 4 » پرداخته و در ردّ اين شبهه مىگويد : « درست آن است كه اين امور اضافى ، تفسيرى به عنوان تأويل مىباشند . » « 5 »
آنچه كه از همهء اينها ، استفاده مىبريم ، اين است كه تمام وجوه قرائت كه از مصحف موجود ، به زيادت يا نقصان ، روايت شده است يا خارج از روايت شاذ نيست و قرآن بودن آن ثابت نمىباشد و يا از نوع قرائت ( مدرج ) هستند كه به عنوان تفسير و توضيحى در متن گنجانده شده كه باز هم از قرآن نيستند .
با توجه به اين مطالب ، بيان مىكنيم ، روايتهايى كه در بحث از منابع قرائتهاى شاذ به آنها دست يافتيم و به آنها اعتماد كرديم و همچنين آنچه را كه خاورشناس ، آرتور جفرى در كتاب المصاحف تأليف حافظ ابو بكر عبد اللّه بن ابى داوود سليمان بن اشعث سجستانى ( در
هامش
( 1 ) نك : آل عمران ( 3 ) ، بخشى از آيهء 104 : و بايد از ميان شما ، گروهى [ مردم را ] به نيكى دعوت كنند و به كار شايسته وادارند و از زشتى باز دارند . . .
( 2 ) نك : مريم ( 19 ) ، بخشى از آيه 71 : و هيچ كس از شما نيست مگر [ اين كه ] در آن وارد مىگردد .
( 3 ) جلال الدين عبد الرحمان السيوطى ، الاتقان ، ج 1 ، ص 77 .
( 4 ) ابو القاسم الخوئى ، البيان ، ج 1 ، ص 172 .
( 5 ) همان ، ص 173 .