دويّم آن كه در تركه كسر لازم بيايد
پس بايد تجنيس
نمود تركه را به همان كسر بضرب نمودن عدد صحيح را در مخرج كسر و زياد كردن صورت كسر را بر حاصل پس همان عمل سابق معمول مىشود به اين كه ضرب مىنماييم آن چه حاصل شده است از براي هر وارثى از منتهاى فريضه در عدد تركه پس قسمت مىنماييم آن چه از براي هر وارثى جمع شده است بر مخرج اين كسر پس حاصل قسمت همان نصيب هر وارثى است مثال
ذلك شخصي مىميرد كه سه زن دارد و پدر و مادر و دو پسر و يك دختر و تركه او دوازده تومان و نيم است پس منتهاى فريضه بيست و چهار است چنان كه دانستي و ضرب مىشود دوازده كه عدد صحيح تركه است در دو كه مخرج نصف است كه كسري است كه با تركه است حاصل مىشود بيست و چهار نصف و چون صورت كسر بر او افزودي بيست و پنج نصف مىشود پس ضرب نما سهام هر يك از سه زن را از بيست و چهار كه منتهاى فريضه بود كه پنج باشد در بيست و پنج كه
توضيح البيان في تسهيل الأوزان — صفحة 548
مساهمون: ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
ص٥٤٨