شد و چون دو نه از او اسقاط شد نه باقى ماند پس موافق شد ميزان مقسوم با ميزان مقسوم عليه و باقي بعد از ضرب و جمع مثال اخر خواستيم بدانيم كه هزار و دويست رطل عراقي كه وزن كرّ آب است چند من شاهى عبّاسى است كه هر منى هزار و دويست مثقال باشد پس قسمت نموديم هشتاد و يك هزار و نهصد را كه عدد مثاقيل اين ارطال است بر هزار و دويست كه عدد مثاقيل من شاهى است پس مقسوم در تحت خطَّ عرضي ثبت شد و مقسوم عليه نيز در تحت آن به مسافتي مناسب مرقوم شد به اين طريق پس عدد ثالثي به وصف مذكور پيدا كرديم و آن شش بود در فوق خط عرضي محاذى اخر مراتب مقسوم عليه كه صفر اوّل بود ثبت نموديم پس ضرب نموديم آن را در يك پس شش را تحت هشت نوشتيم
توضيح البيان في تسهيل الأوزان — صفحة 30
مساهمون: ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
ص٣٠