از ابراهيم بيهقي حكايت كرده است كه كسائي گفت كه روزى داخل شده بر هارون الرّشيد و او در ايوان خود نشسته بود و مال بسياري در نزد او گذاشته بود و آن مال را بر خدّام خود متفرّق مىنمود و بدست او درهمى بود كه سكَّه او مىدرخشيد و او نظر در او مىنمود پس به من گفت كه آيا مىدانى كه اول كسي كه اين سكه را بر طلا و نقره زد كي بود گفتم كه اي سيّد من همانا او عبد الملك بن مروان بود گفت كه سبب زدن اين سكه چه بود گفتم نمىدانم لا علم لي غير انه اول من احدث هذه الكتابه گفت كه قرطاسها را از روم مىآوردند و اكثر اهل مصر نصارى بودند و بر دين پادشاه روم بودند و طراز ان قرطاسها اب و ابن و روح بود كه نصارى آن را اقانيم مىنامند و قائل به خدايى هر سه هستند و در صدر اسلام نيز اين قرطاسها معمول بود تا آن كه نوبت خلافت بعبد الملك بن مروان رسيد پس روزى نظرش بيكي از طرازهاى
توضيح البيان في تسهيل الأوزان — صفحة 98
مساهمون: ملا حبيب الله الشريف الكاشاني
ص٩٨