تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
خواند كه مالك آن اجازه بدهد ، يا حرفى بزند كه معلوم شود ، براي نماز خواندن اذن داده است . مثل اين كه به كسى اجازه بدهد در ملك أو بنشيند وبخوابد كه از اينها فهميده مىشود براي نماز خواندن هم اذن داده است .
( مسأله 888 ) در زمين بسيار وسيع بىاجازه مالك مىشود نماز خواند به نحوى كه در ( مسأله 277 ) در وضو گذشت .
( مسأله 889 ) ( ( شرط دوم ) ) - مكان نمازگزار بايد بىحركت باشد واگر بواسطة تنگى وقت يا جهت ديگر ناچار باشد در جائى كه حركت دارد ، مانند اتومبيل وكشتى وترن نماز بخواند ، بقدرى كه ممكن است بايد ، در حال حركت چيزى نخواند واگر آنها از قبله به طرف ديگر حركت كنند به طرف قبله برگردد .
( مسأله 890 ) نماز خواندن در اتومبيل وكشتى وترن ومانند اينها وقتي ايستاده‌اند مانعى ندارد .
( مسأله 891 ) روى خرمن گندم وجو ومانند اينها كه نمىشود بي حركت ماند ، نماز باطل است .
( ( شرط سوم ) ) - بايد در جائى نماز بخواند كه احتمال بدهد نماز را تمام مىكند . ونماز خواندن در جائى كه بواسطة باد وباران وزيادى جمعيت ومانند اينها اطمينان دارد كه نمىتواند نماز را تمام كند ، صحيح نيست اگر چه اتفاقا نماز را تمام كند .
( مسأله 892 ) اگر در جائى كه ماندن در آن حرام است ، مثلا زير سقفي كه نزديك است خراب شود نماز بخواند - اگر چه معصيت كرده ولى نمازش اشكالى ندارد .
( مسأله 893 ) نماز خواندن روى چيزى كه ايستادن ونشستن روى آن حرام است ، مثل جائى از فرش كه اسم خدا بر آن نوشته شده بنابر احتياط واجب صحيح نيست .
( ( شرط چهارم ) ) - آن كه جاى نمازگزار سقفش به اندازه‌اى كه نتواند در آنجا راست بايستد كوتاه نباشد ، وهمچنين به اندازه‌اى كه جاى ركوع وسجود نداشته باشد كوچك نباشد .