زراعت در زمين أو بماند وزارع هم راضى باشد مانعى ندارد ، واگر مالك راضى
نشود ، مىتواند زارع را وأدار كند كه زراعت را بچيند واگر براي چيدن زراعت
ضررى به زارع برسد لازم نيست عوض آن را به أو بدهد ، ولى زارع اگر چه راضى
شود كه به مالك چيزى بدهد ، نمىتواند مالك را مجبور كند كه زراعت در زمين
أو بماند .
( مسأله 2240 ) : اگر بواسطة پيش آمدى زراعت در زمين ممكن نشود ،
مثلا آب از زمين قطع شود ، مزارعه به هم مىخورد واگر زارع بدون عذر زراعت
نكند چنانچه زمين در تصرف أو بوده ومالك در آن تصرفى نداشته است ، بايد
اجاره آن مدت را به مقدار معمول به مالك بدهد .
( مسأله 2241 ) : مالك وزارع نمىتوانند بدون رضايت يكديگر مزارعه
را به هم بزنند ، ولى اگر در ضمن معامله مزارعه شرط كرده باشند كه هر دو يا
يكى از آنان حق به هم زدن معامله را داشته باشند ، مىتوانند مطابق
قرارى كه گذاشتهاند معامله را به هم بزنند ، وهمچنين اگر يكى از دو طرف
مخالف آنچه بر أو شرط شده عمل نمايد ، طرف ديگر مىتواند معامله را به هم
بزند .
( مسأله 2242 ) : اگر بعد از قرار مزارعه ، مالك يا زارع بميرد ،
مزارعه به هم نمىخورد ، ووارثشان بجاى آنان است ولى اگر زارع بميرد ودر
مزارعه قيد كرده باشند كه خود زارع زراعت را انجام دهد ، مزارعه به هم مىخورد ،
مگر آن كه كارهائى را كه بر عهده أو بوده تمام شده باشد كه در اين صورت
مزارعه به هم نمىخورد وبايد سهم أو را به ورثهاش بدهند ، وحقوق ديگرى هم كه
زارع داشته ورثه أو ، ارث مىبرند ، وورثه مىتوانند مالك را مجبور كنند كه
زراعت تا تمام شدن مدت مزارعه در زمين أو باقي بماند .
( مسأله 2243 ) : اگر بعد از زراعت بفهمند كه مزارعه باطل بوده