داشته باشد ، واز حاكم شرع بنابر احتياط لازم اجازه بگيرد .
( مسأله 1991 ) : انسان نمىتواند از زكات ملك بخرد ، وبر أولاد خود يا
بر كساني كه مخارج آنان بر أو واجب است وقف نمايد كه عايدى آن را
به مصرف مخارج خود برسانند .
( مسأله 1992 ) : انسان مىتواند براي رفتن به حج وزيارة ومانند اينها
از سهم سبيل الله زكات بگيرد ، اگر چه فقير نباشد ، يا اين كه به مقدار خرج
سالش زكات گرفته باشد ، ولى اين در صورتي است كه رفتن أو به حج يا زيارة
ومانند اينها داراى منفعت عامه باشد ، وبنابر احتياط از حاكم شرع براي
صرف زكات در آن اذن بگيرد .
( مسأله 1993 ) : اگر مالك فقيرى را وكيل كند كه زكات مال أو را بدهد
چنانچه آن فقير احتمال بدهد كه قصد مالك اين بوده كه خود آن فقير از زكات
بر ندارد ، نمىتواند چيزى از آن را براي خودش بردارد واگر يقين داشته باشد
كه قصد مالك اين نبوده ، مىتواند براي خودش هم بردارد .
( مسأله 1994 ) : اگر فقير شتر وگاو وگوسفند وطلا ونقره را بابت زكات
بگيرد ، چنانچه شرطهائى كه براي واجب شدن زكات گفته شد ، در آنها جمع
شود ، بايد زكات آنها را بدهد .
( مسأله 1995 ) : اگر دو نفر در مالي كه زكات آن واجب شده با هم
شريك باشند ، ويكى از آنها زكات قسمت خود را بدهد وبعد مال را تقسيم كنند ،
هر چند بداند شريكش زكات سهم خود را نداده وبعدا نيز نمىدهد تصرف أو در
سهم خودش اشكال ندارد .
( مسأله 1996 ) : كسى كه خمس يا زكات بدهكار است وكفاره ونذر
ومانند اينها هم بر أو واجب است وقرض هم دارد ، چنانچه نتواند همه آنها را
بدهد ، اگر مالي كه خمس يا زكات آن واجب شده ، از بين نرفته باشد ، بايد