نصف ديه كشتن مثل او را بدهد . [ 8 ] هفتم : ده انگشت كسى را ببرد و ديه انگشت ابهام ثلث ديه دست و ديه ساير انگشتها سدس است و ديه در زن اگر به ثلث برسد نصف ديه مرد است . [ 9 ] هشتم : [ 10 ] هر دو پستان زنى را ببرد و اگر يكى از آنها را ببرد ، بايد نصف ديه كشتن مثل او را بدهد [ 11 ] نهم : [ 12 ] هر دو پاى كسى را تا مفصل يا همه ده انگشت پا را ببرد و ديه هر انگشت پا مثل ديه آن انگشت از دست است . [ 13 ] دهم : [ 14 ] تخمهاى مردى را از بين ببرد .
يازدهم : طورى به كسى آسيب برساند كه عقل او از بين برود . [ 15 ] و اگر پشت كسى را طورى بشكند كه ديگر درست نشود ( بايد تمام ديه را بدهد اگر چه [ 16 ] احوط اين است كه رجوع به صلح شود .
[ 1 ] زنجانى : و در هر پلك چشم هم 4 / 1 ديه گرفته مىشود . . .
[ 2 ] گلپايگانى ، صافى : و اميد خوب شدن در آن نباشد . . .
نورى : يا قوهء بويائى و يا قوهء چشائى و يا قوهء لامس او را از بين ببرد و همچنين در هر جنايتى كه يكى از قدرتهاى بدنى را از بين ببرد مثل اينكه توليد مثل و انزال منى را از بين ببرد يا سلس البول ايجاد كند يا ايجاد صوت را از بين ببرد
[ 3 ] اراكى ، گلپايگانى ، صافى : اگر نرمهء گوش او را ببرد ، بايد ثلث ديهء كشتن را بدهد . . .
زنجانى : ديهء نرمهء هر گوش ثلث ديهء آن گوش است . . .
[ 4 ] اراكى : چهارم زبان كسى را كه لال نيست از بيخ ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد ملاحظه كند نسبت آن را به مساحت تمام زبان و ديهء تمام را بر آن تقسيم نمايد و همچنين ملاحظه نسبت نقص حروفى كه به آن نمىتواند تكلم كند به حروف بيست و هشتگانه و هر كدام بيشتر است ، آن را بدهد . . .
گلپايگانى ، صافى : چهارم زبان كسى را كه لال نيست از بين ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت نقص حروف بيست و هشتگانه ديه بدهد كه اگر يك حرف نتواند بگويد يك بيست و هشتم ديه و اگر دو حرف نتواند دو بيست و هشتم ، و اگر تمام زبان كسى كه لال باشد ببرند ، ثلث ديه را بايد بدهند و اگر مقدارى از زبان لال را ببرند ، بايد به نسبت نقص زبان ديه بدهند : يعنى در نصف ، نصف ثلث و در ربع ، ربع ثلث دتيه را بدهند . . .
تبريزى : چهارم زبان كسى را كه لال نيست از بيخ ببرد و اگر مقدارى از آن را ببرد بايد به نسبت ، ديه بدهد ، و بنا بر احتياط واجب بايد مخارج حروفى كه به جهت قطع زبان از بين رفته است ملاحظه نمايند و ديهء تمام را نسبت به مخارج حروف تقسيم كنند و نسبت آن مقدار را كه در ملاحظهء مساحت يعنى نصف يا ثلث يا ربع و مانند اينها واجب مىشود ملاحظه نموده ، هر كدام بيشتر است آن را بدهد . . .
توضيح المسائل مراجع ( فارسي ) — صفحة 826
مساهمون: سيد محمد حسن بني هاشمي خميني
ص٨٢٦