پژوهشگران واقع شود ؛ و آن زمان معراج است كه كوتاه بوده است و رويدادهاى آن گسترده ؛ به طورى كه اين زمان كوتاه براى آن كم بوده است ؛ و يا اين كه گنجايش يكى از آن رخدادها را نداشت . مىبينيم ، گنابادى در رسيدن به حق موفّق بوده است و شناخت درست را بيان كرده وقتى كه مىگويد : « زمان آنجا با زمان اين جا متفاوت است ؛ يعنى ميزان ساعتى از روزگار همچون هزار ساعت از زمان يا پنجاه هزار سال است . » در قرآن بهترينشاهد و دليل است كه فرمود :
وَ إِنَّ يَوْماً عِنْدَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
« 1 » ؛ و يا آيهء :
فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ
« 2 » . اين موضوع را در نور ديديم چون بيش از يك بخش مىطلبد و حتّى به خاطر گستردگى ، دقّت و اهميّت آن به بيش از يك كتاب نياز دارد .
هامش
( 1 ) - حج ( 22 ) آيهء 47 : . . . و در حقيقت ، يك روز [ از قيامت ] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مىشمريد .
( 2 ) - معارج ( 70 ) آيهء 4 : . . . در روزى كه تعدادش پنجاه هزار سال است به سوى « او » بالا مىروند . »