شمس و قمر
قرآن اين دو كرهء نورانى را دو نشانه از نشانههاى بى شمار خداوند مىداند كه در فضاى لايتناهى و بى پايان شناورند و هر دو تحت فرمان و حكم اويند و در ظهور و پنهان از پى هم مىآيند ، و از اين عمل زندگى و زنده كردن در زمين شكوفا مىگردد ؛ و شايد بر زمينهاى ديگرى كه ما نمىشناسيم و حتّى كرات ديگرى كه ما از آنها چيزى نمىدانيم . قرآن مىگويد ، زمان از گردش اين دو به وجود مىآيد :
لِتَعْلَمُوا عَدَدَ السِّنِينَ وَ الْحِسابَ
« 1 » ؛
وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ
« 2 » .
براى هريك نظامى وجود دارد كه بر ديگرى تجاوز نمىكند و از حيث مجرا و تعيين حد با هم اختلاف دارند ، ولى در درون نظام فراگير الهى باهم هماهنگاند :
لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ
« 3 » ؛
الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ
« 4 » .
قرآن همچنين يادآور مىشود كه ، در روزگاران پيشين گروهى از مردم به پرستش خورشيد و ماه مشغول بودند و مراسم و جشنها و عيدهايى داشتند و در آن جشنها شعائر
هامش
( 1 ) - يونس ( 10 ) آيهء 5 : تا شمارهء سالها و حساب را بدانيد .
( 2 ) - يس ( 36 ) آيهء 39 : و براى ماه منزلهايى معيّن كردهايم .
( 3 ) - همان آيهء 40 : نه خورشيد را سزد كه به ماه رسد ، و نه شب بر روز پيشى جويد ، و هر كدام در سپهرى شناورند .
( 4 ) - رحمن ( 55 ) آيهء 5 : خورشيد و ماه بر حسابى [ روان ] اند .