نامگذارى به اين بازگردد كه او به امر و حكمت خويش ، لطيف و پنهان است و جز او كسى بر امر و حكمتش آگاه نيست و جز او كسى از مشيّت او خبر ندارد . اين مطلب در قرآن از زبان حضرت عيسى ( ع ) چنين نقل شده است :
تَعْلَمُ ما فِي نَفْسِي وَ لا أَعْلَمُ ما فِي نَفْسِكَ إِنَّكَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ
« 1 » ابيات زير را به حلّاج نسبت دادهاند كه خطاب به خداوند گفته است :
يا سرّ سر يدقّ حتّى * يجلّ عن وصف كلّ حىّ
و ظاهرا باطنا تبدّى * من كلّ شىء لكلّ شىء « 2 »
اين ابيات تأكيدى بر اين كه اين نامگذارى ، قبل از تعريف شريف جرجانى رايج بوده است كه او ( جرجانى ) در تعريف سرّ السرّ مىگويد : « آن است كه خداوند از بنده متمايز است ؛ مثل علم تفصيلى به حقايق در إجمال احديّت و جمع و اشتمال آنها آنگونه ، براى اوست و كليدهاى غيب نزد اوست و احدى جز او خبر ندارد . »
اهل كشف ، صوفيان ، بزرگان حكمت ، اكثر دانشمندان و اهل فهم و درايت همگى به ضرورت صيانت و حفظ اسرارى كه همان معرفت خداوند و معرفت حكمت در اشياست ، جز از صاحبان اين فن فراخواندهاند و تهديد كردهاند كه هر كس آنها را به انسانهاى نادان و آنهايى كه شايستگى و استعداد حمل آن را ندارند ، آشكار نمايد دچار بدبختى در دنيا و آخرت مىشود . هركس كه در حديث پيامبر ( ص ) تأمّل كند كه فرمود : « ما جماعت پيامبران مأموريم كه به اندازهء عقل مردمان با آنها سخن بگوييم » ، درمىيابد كه دربر دارندهء همين معناست ؛ گروهى از مردم آگاهى و صبرشان برنمىتابد كه بلا و سختى در دنيا براى امتحان است ، و اينها نورى هستند كه جلوى افراد مورد امتحان افكنده مىشود ، كه همان تحمّل و صبر و تدبّر است .
علّت موجود در پشت حفظ اسرار و نگهدارى آن ، ترس از وقوع فتنه و آشوب و اتّهام
هامش
( 1 ) - مائده ( 5 ) آيهء 116 : آنچه در نفس من است تو مىدانى ؛ و آنچه در ذات توست من نمىدانم . چرا كه تو خود ، داناى رازهاى نهانى .
( 2 ) - اى راز راز ! كه چنان باريك و لطيف است كه از وصف هيچ زندهاى برنمىآيد .
و اى پيداى پنهان ! كه از هر چيزى براى هر چيزى آشكار است .