حكيم در وراى هر فعل و هر حادثهاى است و در همهء آفريدهها در آسمان و زمين است .
ابو طالب مكّى با اسناد به پيامبر ( ص ) روايت مىكند كه حضرت ( ص ) براى گروهى از مؤمنان فرمودند : « چگونه هستيد ؟ گفتند : ما مؤمنانيم . فرمود : نشانهء ايمانتان چيست ؟
گفتند : در بلا صبوريم و در هنگام رضا شاكر و راضى به قضاى الهى . فرمودند : به خداى كعبه سوگند كه مؤمنيد . » در خبر ديگر آمده است كه ، حكيمان دانايند و به خاطر دانايىشان به پيامبران نزديكند ، و بعد از توصيف رضا به ايمانشان شهادت داد . از حضرت ( ص ) از طريق اهل بيت ( ع ) نقل شده است كه : « اگر خداوند بندهاى را دوست بدارد ، وى را مىآزمايد و اگر صبورى كند ، وى را برمىگزيند و اگر راضى باشد به طور خاص برمىگزيند . » از ابن مسعود روايت شده است : هركس به آنچه كه از آسمان به زمين نازل مىشود ، راضى باشد آمرزيده است . همچنين از او روايت شده است : فقر و ثروت دو مركبند و توجّهى ندارم كه بر كدام سوار شوم . اگر فقر باشد ، راهش صبورى است و اگر ثروت باشد ، راهش بخشش .
از ابو درداء نقل شده است : ايمان ؛ يعنى صبر بر حكم و رضا به قدر .
علّامه طباطبايى در تفسير آيهء
ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً
« 1 » مىگويد : « آرامش نفس در نزد پروردگار ، لازمهاش رضايت آن به قضا و قدر تكوينى يا حكم تشريعى است كه پيشآمدى وى را ناخشنود نمىسازد و گزند و بلا او را خوار نمىسازد . اگر بنده از پروردگارش راضى باشد ، پروردگار هم از او راضى است . چون تنها خروج بنده از دايرهء بندگى او را ناراضى مىكند و هرگاه بنده راه بندگى را بپيمايد ، راضى و خشنود مىگردد . » و در برابر آيهء
رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ
« 2 » در سورهء توبه مىگويد : « رضايت بنده از خداوند آن است كه برخى از آنچه را كه خداوند اراده مىكند ، آن را زشت نشمارد و برخى از آنچه را كه خداوند بدش مىآيد ، دوست نداشته باشد . و اين محقّق نمىشود ، مگر رضايت به قضاى او و آنچه كه از افعال تكوينى ظاهر مىگردد . و همچنين رضايت به حكم او و آنچه از حيث تشريع اراده كرده است . به عبارت ديگر ، اگر در تكوين و تشريع تسليم او گردد ، اين اسلام و
هامش
( 1 ) - فجر ( 89 ) آيهء 28 : خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد .
( 2 ) - مائده ( 5 ) آيهء 119 : خدا از آنان خشنود است و آنان [ نيز ] از او خشنودند .