دادهاى . » معناى اين سخن را ابن عباد نفزى رندى بيان مىكند ، كه مىگويد : « قلب وقتى به واسطهء ايمان زنده باشد ، به خاطر از دست دادن طاعت محزون مىشود و به خاطر لغزشها پشيمان . مقتضاى اين كار شادمانى به واسطهء انجام طاعات و اجتناب از گناهان و زشتيهاست . » در حديث آمده است : « هركس كه نيكىاش شادمانش كند و بدىاش وى را ناراحت ، او در حقيقت مؤمن است . »
در سخن ديگرى از ابن عطاء اللّه ، معناى ديگرى از حزن را مىبينيم كه ميان عوامّ مؤمنان رواج ندارد ، بلكه از آن خواص است . او مىگويد : « آنچه كه قلب از غم و حزن مىيابد به خاطر منع شدن از وجود عيان است . » در شرح اين سخن ، ابن عباد نفزى مىگويد :
« وجود غم و حزن دنيوى و اخروى از نتايج ديدن نفس و اهميّت دادن به آن و بقاى بهرهء آن مىباشد ؛ و آن موجب محروم شدن بنده از وجود عيان مىشود . و اگر از رؤيت نفس خود فانى شود و توجّه به بهرهء خود را فراموش كند ، به وجود عيان توفيق مىيابد ، و البتّه براى او غم و حزنى نيست و هميشه شادمان خواهد بود ؛ چنان كه خداوند فرموده است :
لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
« 1 » ، كه با معيّت مذكور غم و حزن سازگارى ندارد ؛ و اين همان چيزى است كه دربارهء وجود عيان گفتهايم : عيان - واللّه اعلم - درجهاى برتر از يقين است . چنان كه شاعر گفته است :
كبر العيان علىّ حتّى أنّه * صار اليقين من العيان توهّما « 2 »
غم ، مربوط به امور آينده است و حزن ، مربوط به گذشته .
هامش
( 1 ) - توبه ( 9 ) آيهء 40 : اندوه مدار كه خدا با ماست .
( 2 ) - عيان بر من آن چنان بزرگ جلوه كرد كه حتّى يقين نسبت به آن به توهّم تبديل گشت .