حبط
حبط در لغت ، فسادى كه چهارپا با خوردن علف زياد دچار آن مىشود ؛ نوعى علف مضرّ است كه چهارپا از آن زياد مىخورد و دچار نفخ مىگردد و آماس مىكند . در النهايّة آمده است : أحبط اللّه تعالى عمله أبطله . در زبان عربى مىگويند : حبطت الدابة حبطا ؛ يعنى هر گاه در مرغزارى بچرد و در خوردن زيادهروى كند و دچار نفخ گردد و در نتيجه بميرد .
حضرت ( ص ) فرمود : « آنچه كه در بهار مىرويد ، يا مىكشد و يا سود مىبخشد . » حادث را حبط ناميدهاند ؛ چون حبط به وى اصابت كرده و از آنجا ، فرزندانش را حبطات ناميدهاند .
حبط ؛ يعنى بطلان عمل و بى تأثير بودن آن . در قرآن تنها به عمل نسبت داده شد :
حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ
« 1 » ؛
وَ لَوْ أَشْرَكُوا لَحَبِطَ عَنْهُمْ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 2 » ؛
لَئِنْ أَشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
« 3 » ؛
لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ سَيُحْبِطُ أَعْمالَهُمْ
« 4 » ؛
وَ حَبِطَ ما صَنَعُوا فِيها وَ باطِلٌ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
« 5 » ؛
لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ
« 6 » .
هامش
( 1 ) - بقره ( 2 ) آيهء 217 : آنان كردارهايشان تباه مىشود .
( 2 ) - انعام ( 6 ) آيهء 88 : و اگر آنان شرك ورزيده بودند ، قطعا آنچه انجام مىدادند از دستشان مىرفت .
( 3 ) - زمر ( 39 ) آيهء 65 : اگر شركورزى ، حتما كردارت تباه مىشود .
( 4 ) - محمّد ( 47 ) آيهء 32 : هرگز به خدا گزندى نمىرسانند و به زودى خدا كردههايشان را تباه خواهد كرد .
( 5 ) - هود ( 11 ) آيهء 16 : و آنچه در آنجا كردهاند به هدر رفته و آنچه انجام مىدادهاند ، باطل گرديده است .
( 6 ) - زمر ( 39 ) آيهء 65 : عملت تباه گردد .