دوم : آن كه مغبون شده باشند . ( خيار غبن )
سوم : در معامله قرارداد كنند كه تا مدت معينى هر دو يا يكى از آنان بتوانند معامله را
به هم بزنند ( خيار شرط )
چهارم : فروشنده يا خريدار ، مال خود را بهتر از آنچه هست نشان دهد وطورى كند
كه قيمت مال در نظر مردم زياد شود ( خيار تدليس )
پنجم : فروشنده يا خريدار شرط كند كه كارى انجام دهد ، يا شرط كند مالي را كه
مىدهد طور مخصوصى باشد ، وبه آن شرط عمل نكند كه در اين صورت ديگرى مىتواند
معامله را به هم بزند ( خيار تخلف شرط ) .
ششم : در جنس يا عوض آن عيبى باشد ( خيار عيب )
هفتم : معلوم شود مقدارى از جنسي را كه فروختهاند ، مال ديگرى است ، كه اگر
صاحب آن به معامله راضى نشود ، خريدار مىتواند معامله را به هم بزند يا پول آن مقدار را از
فروشنده بگيرد ، ونيز اگر معلوم شود مقدارى از چيزى را كه خريدار عوض قرار داده ، مال
ديگرى است وصاحب آن راضى نشود ، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند ، يا عوض آن
مقدار را از خريدار بگيرد ( خيار شركت ) .
هشتم : فروشنده خصوصيات جنس معينى را كه مشترى نديده به أو بگويد بعد معلوم
شود طورى كه گفته نبوده است . كه در اين صورت مشترى مىتواند معامله را به هم بزند ، ونيز
اگر مشترى خصوصيات عوض معينى را كه مىدهد بگويد ، بعد معلوم شود طورى كه گفته
نبوده است ، فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند ( خيار رؤيت ) .
نهم : مشترى پول جنسي را كه نقد خريده تا سه روز ندهد وفروشنده هم جنس را
تحويل ندهد كه اگر مشترى شرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد وشرط تأخير
جنس هم نشده باشد فروشنده مىتواند معامله را به هم بزند ولى اگر جنسي را كه خريده مثل
بعضي از ميوهها باشد كه اگر يك روز بماند ضايع مىشود ، چنانچه تا شب پول آن را ندهد
وشرط نكرده باشد كه دادن پول را تأخير بيندازد وشرط تأخير جنس هم نشده باشد ، فروشنده
مىتواند معامله را به هم بزند ( خيار تأخير ) .
دهم : حيواني را خريده باشد كه خريدار تا سه روز مىتواند معامله را به هم بزند
( خيار حيوان ) .
يازدهم : فروشنده نتواند جنسي را كه فروخته تحويل دهد ، مثلا اسبى را كه فروخته
فرار نمايد كه در اين صورت مشترى مىتواند معامله را به هم بزند ( خيار تعذر تسليم ) . واحكام