كند ، حج بر أو واجب نيست .
مسأله 2039 - اگر كسى توشه راه ومركب سواري نداشته باشد وديگرى به أو بگويد
حج برو من خرج تو وعيالات تو را در موقعى كه در سفر حج هستى مىدهم در صورتي كه
اطمينان داشته باشد كه خرج أو را مىدهد حج بر أو واجب مىشود .
مسأله 2040 - اگر خرجى رفتن وبرگشتن وخرجى عيالات كسى را در مدتي كه
مكة مىرود وبر مىگردد به أو ببخشند وبا أو شرط كنند كه حج كند ، اگر چه قرض داشته
باشد ودر موقع برگشتن هم مالي كه بتواند با آن زندگى كند نداشته باشد بايد قبول نمايد
وحج بر أو واجب مىشود .
مسأله 2041 - اگر مخارج رفتن وبرگشتن ومخارج عيالات كسى را در مدتي كه مكة
مىرود وبر مىگردد به أو بدهند وبگويند حج برو ولى ملك أو نكنند ، در صورتي كه
اطمينان داشته باشد كه از أو پس نمىگيرند ، حج بر أو واجب مىشود .
مسأله 2042 - اگر مقدارى مال كه براي حج كافى است به كسى بدهند وبا أو
شرط كنند كه در راه مكة خدمت كسى كه مال را داده بنمايد ، حج بر أو واجب نمىشود .
مسأله 2043 - اگر مقدارى مال به كسى بدهند وحج بر أو واجب شود ، چنانچه حج
نمايد ، هر چند بعدا مالي از خود پيدا كند ، ديگر حج بر أو واجب نيست .
مسأله 2044 - اگر براي تجارت مثلا تا جده برود ومالي بدست آورد كه اگر بخواهد
از آنجا به مكة رود مستطيع باشد ، بايد حج كند ودر صورتي كه حج نمايد ، اگر چه بعدا مالي
پيدا كند كه بتواند از وطن خود به مكة رود ، ديگر حج بر أو واجب نيست .
مسأله 2045 - اگر انسان أجير شود كه از طرف كسى ديگر حج كند ، چنانچه
خودش نتواند برود وبخواهد ديگرى را از طرف خودش بفرستد ، بايد از كسى كه أو را أجير
كرده اجازه بگيرد .
مسأله 2046 - اگر كسى مستطيع شود ومكة نرود وفقير شود ، بايد اگر چه به زحمت
باشد بعدا حج كند ، واگر به هيج قسم نتواند حج برود ، چنانچه كسى أو را براي حج أجير
كند ، بايد به مكة رود وحج كسى را كه براي أو أجير شده بجا آورد وتا سال بعد در مكة بماند
وبراي خود حج نمايد . ولى اگر ممكن باشد كه أجير شود واجرت را نقد بگيرد وكسى كه أو
را أجير كرده راضى شود كه حج أو در سال بعد بجا آورده شود ، بايد سال أول براي خود
وسال بعد براي كسى كه أجير شده حج نمايد .
مسأله 2047 - اگر در سال أولى كه مستطيع شده به مكة رود ودر وقت معينى كه