( مسأله 2097 ) اگر كسى مالي را غصب كند وبفروشد ، به قصد اين كه
پول آن مال خودش باشد ، چنانچه صاحب مال معامله را اجازه بكند ، معامله
صحيح است ولى پول مال مالك مىشود ، نه مال غاصب .
شرائط جنس وعوض آن ( مسأله 2098 ) جنسي را كه مىفروشد وچيزى را كه عوض آن
مىگيرد ، پنج شرط دارد : ( أول ) آن كه مقدار آن با وزن يا پيمانه يا شماره ومانند
اينها معلوم باشد . ( دوم ) آن كه بتوانند آن را تحويل دهند ، بنابر اين فروختن اسبى كه
فرار كرده صحيح نيست ولى اگر اسبى كه فرار كرده آن را با چيزى كه مىتواند تحويل دهد مثلا با يك فرش بفروشد ، اگر چه آن أسب پيدا نشود ، معامله صحيح
است .
( سوم ) خصوصياتى را كه در جنس وعوض است وبواسطة آنها ميل مردم
به معامله فرق مىكند معين نمايند . ( چهارم ) آن كه ملك طلق باشد . پس مالي را
كه انسان وقف كرده فروش آن جائز نيست مگر در چند مورد كه خواهد آمد .
( پنجم ) خود جنس را بفروشد نه منفعت آن را پس اگر مثلا منفعت يك سأله خانه
را بفروشد صحيح نيست ولى چنانچه خريدار به جاى پول منفعت ملك خود را
بدهد ، مثلا فرشى را از كسى بخرد وعوض آن ، منفعت يك سأله خانه خود را به
أو واگذار كند اشكال ندارد واحكام اينها در مسائل آينده گفته خواهد شد .
( مسأله 2099 ) جنسي را كه در شهري با وزن يا پيمانه معامله مىكنند
در آن شهر انسان بايد با وزن يا پيمانه بخرد ، ولى مىتواند همان جنس را در
شهري كه با ديدن معامله مىكنند ، با ديدن خريدارى نمايد .
( مسأله 2100 ) چيزى را كه با وزن خريد وفروش مىكنند با پيمانه هم
مىشود ، معامله كرد ، به اين طور كه اگر مثلا مىخواهد ده من گندم بفروشد با
پيمانهاى كه يك من گندم مىگيرد ده پيمانه بدهد .
( مسأله 2101 ) اگر يكى از شرطهائى كه گفته شد در معامله نباشد
معامله باطل باشد ولى خريدار وفروشنده راضى باشند كه در مال يكديگر