خمس نداده بدهد ، معاملهاى كه كرده صحيح است ، وخمس پولى را كه
به فروشنده داده به صاحبان خمس مديون مىباشد .
( مسأله 1771 ) اگر مالي را كه خمس آن داده نشده بخرد ، خمسش
به عهده فروشنده است وبر خريدار چيزى نيست .
( مسأله 1772 ) اگر چيزى را كه خمس آن داده نشده به كسى ببخشند
پنج يك آن به عهده خود بخشنده است ، وچيزى بر اين شخص نيست .
( مسأله 1773 ) اگر از كافر يا كسى كه به دادن خمس عقيدة ندارد ،
مالي بدست انسان آيد ، واجب نيست خمس آن را بدهد .
( مسأله 1774 ) تاجر وكاسب وصنعتگر ومانند اينها از وقتي كه
منفعت مىبرند يك سال بگذرد ، بايد خمس آنچه را كه از خرج سالشان زياد
مىآيد بدهند ، وكسى كه شغلش كاسبى نيست ، اگر اتفاقا منفعتى ببرد ، بعد از آن كه
يك سال از موقعى كه فائده برده بگذرد ، بايد خمس مقدارى را كه از خرج سالش
زياد آمده بدهد .
( مسأله 1775 ) انسان مىتواند در بين سال هر وقت منفعتى به دستش آيد
خمس آن را بدهد . وجائز است دادن خمس را تا آخر سال تأخير بيندازد . واگر براي دادن خمس سال شمسي قرار دهد مانعى ندارد .
( مسأله 1776 ) كسى كه مانند تاجر وكاسب براي دادن خمس ، سال
قرار دهد ، اگر منفعتى بدست آورد ودر بين سال بميرد ، بايد مخارج تا موقع مرگش
را از آن منفعت كسر كنند وخمس باقيمانده را بدهند .
( مسأله 1777 ) اگر قيمت جنسي كه براي تجارت خريده بالا رود
وآن را نفروشد ودر بين سال قيمتش پائين آيد ، خمس مقدارى كه بالا رفته بر أو
واجب نيست .
( مسأله 1778 ) اگر قيمت جنسي كه براي تجارت خريده بالا رود
وبه اميد اين كه قيمت آن بالاتر رود ، تا بعد از تمام شدن سال آن را نفروشد وقيمتش
پائين آيد ، خمس مقدارى كه بالا رفته بر أو واجب نيست بلكه مقدار خمس چه
نسبتي به مجموع أصل وربح داشته به همان نسبت از موجودى عينا ويا قيمة بايد بدهد .