تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
واحتياط لازم آنست كه حاكم هم از آنان اذن بگيرد .
مسأله 2551 - اگر پدر يا جد پدرى براي طفل خود زنى را متعه كند ، اگر چه مقدارى از زمان تكليف بچه جزء مدت عقد باشد ، مثلا براي پسر چهارده ساله‌اش زنى را دو سأله متعه كند ، چنانچه صلاح بچه باشد ، مىتواند مدت آن زن را ببخشد ولى زن دائمي أو را نمىتواند طلاق دهد .
مسأله 2552 - اگر از روى علاماتى كه در شرع معين شده ، مرد دو نفر را عادل بداند وزن خود را پيش آن دو طلاق بدهد ، ديگرى كه شك در عدالت آن داشته باشد مىتواند آن زن را بعد از تمام شدن عده‌اش براي خود يا براي كس ديگر عقد كند ولى براي كسى كه آن دو را فاسق بداند اكتفاء به آن طلاق اشكال دارد واحتياط واجب آنست كه از ازدواج با أو خوددارى نمايد وبراي ديگرى هم أو را عقد نكند .
مسأله 2553 - اگر كسى زن خود را بدون اين كه أو بفهمد طلاق بدهد ، چنانچه مخارج أو را مثل وقتي كه زنش بوده بدهد ومثلا بعد از يك سال بگويد : يك سال پيش تو را طلاق دادم وشرعا هم ثابت كند ، مىتواند چيزهائى را كه در آن مدت براي زن تهيه نموده وأو مصرف نكرده است از أو پس بگيرد ، ولى چيزهائى را كه مصرف كرده نمىتواند از أو مطالبه نمايد .
احكام غصب غصب آنست كه انسان از روى ظلم ، بر مال يا حق كسى مسلط شود واين يكى از گناهان بزرگ است كه اگر كسى انجام دهد ، در قيامت به عذاب سخت گرفتار مىشود از حضرت پيغمبر أكرم صلى الله عليه وآله روايت شده است كه هر كس يك وجب زمين از ديگرى غصب كند در قيامت آن زمين را از هفت طبقه آن مثل طوق به گردن أو مىاندازند .
مسأله 2554 - اگر انسان نگذارد مردم از مسجد ومدرسه وپل وجاهاى ديگرى كه براي عموم ساخته شده استفاده كنند ، حق آنان را غصب نموده وهمچنين است اگر كسى در مسجد جائى براي خود بگيرد وديگرى نگذارد كه از آنجا استفاده نمايد .
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 431 | السيد الگلپايگاني