وسرمه بكشد وهمچنين كارهاى ديگرى كه زينت حساب شود بر أو حرام مىباشد .
مسأله 2528 - اگر زن يقين كند كه شوهرش مرده وبعد از تمام شدن عده
وفات شوهر كند ، چنانچه معلوم شود شوهر أو بعدا مرده است ، بايد از شوهر دوم جدا شود
ودر صورتي كه آبستن باشد . به مقدارى كه در عده طلاق گفته شد يعنى تا موقع زائيدن
براي شوهر دوم عده طلاق وبعد براي شوهر أول عده وفات نگهدارد ، واگر آبستن نباشد
براي شوهر أول عده وفات وبعد براي شوهر دوم عده طلاق نگهدارد وابتداى عده وفات
را از موقعى كه خبر صحيح وفات شوهر به أو رسيده قرار دهد .
مسأله 2529 - ابتداى عده وفات از موقعى است ، كه زن از مرگ شوهر مطلع
شود .
مسأله 2530 - اگر زن بگويد عدهام تمام شده ، با دو شرط از أو قبول
مىشود أول - آن كه مورد تهمت نباشد . دوم - آن كه از طلاق يا مردن شوهر بقدرى
گذشته باشد كه در آن مدت تمام شدن عده ممكن باشد .
طلاق بائن وطلاق رجعي مسأله 2531 - طلاق بائن آنست كه بعد از طلاق ، مرد حق ندارد به زن خود
رجوع كند يعنى : نمىتواند بدون عقد أو را به زنى قبول نمايد وآن بر پنج قسم است :
أول - طلاق زنى كه نه سالش تمام نشده باشد .
دوم - طلاق زنى كه يائسه باشد .
سوم - طلاق زنى كه شوهرش بعد از عقد با أو نزديكى نكرده باشد .
چهارم - طلاق سوم زنى كه أو را سه دفعه طلاق دادهاند .
پنجم - طلاق خلع ومبارات واحكام اينها بعدا گفته خواهد شد .
وغير اينها طلاق رجعي است كه بعد از طلاق تا وقتي زن در عده است ، مرد
مىتواند به أو رجوع نمايد .
مسأله 2532 - كسى كه زنش را طلاق رجعي داده ، حرام است أو را از
خانهاى كه موقع طلاق در آن خانه بوده بيرون كند ، ولى در بعضي از مواقع كه
در كتابهاى مفصل گفته شده واز جمله آنها فحاشى ورفت وآمد با أجانب است ، بيرون