تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 423

مساهمون:

ص٤٢٣
شده ، چنانچه تصديق أو ممكن باشد ، نمىتواند با آن مرد ازدواج كند واگر بعد از عقد بگويد ، مثل صورتي است كه مرد بعد از عقد بگويد كه زن بر أو حرام است وحكم آن در مسأله پيش گفته شد .
مسأله 2505 - شيردادنى كه علت محرم شدن است به دو چيز ثابت مىشود : أول - خبر دادن عده‌اى كه انسان از گفته آنان يقين يا اطمينان پيدا كند . دوم - شهادت دو مرد عادل يا چهار زن عادله ، ولى بايد شرائط شير دادن را هم بگويند مثلا بگويند : ما ديده‌ايم كه فلان بچه بيست وچهار ساعت از پستان فلان زن شير خورده وچيزى هم در بين نخورده وهمچنين ساير شرائط را كه در مسأله 2483 گفته شد شرح دهند .
مسأله 2506 - اگر شك كنند بچه به مقدارى كه علت محرم شدن است شير خورده يا نه ، يا گمان داشته باشند كه به آن مقدار شير خورده ، بچه به كسى محرم نمىشود ولى بهتر آنست كه احتياط كنند .
احكام طلاق مسأله 2507 - مردى كه زن خود را طلاق مىدهد ، بايد بالغ وعاقل باشد وبه اختيار خود طلاق دهد واگر أو را مجبور كنند كه زنش را طلاق دهد ، طلاق باطل است . ونيز بايد قصد طلاق داشته باشد ، پس اگر صيغه طلاق را به شوخى بگويد صحيح نيست .
مسأله 2508 - زن بايد در وقت طلاق از خون حيض ونفاس پاك باشد وشوهرش در آن پاكى با أو نزديكى نكرده باشد وتفصيل اين دو شرط در مسائل آينده گفته مىشود .
مسأله 2509 - طلاق دادن زن در حال حيض يا نفاس در سه صورت صحيح است أول - آن كه شوهرش بعد از ازدواج با أو نزديكى نكرده باشد . دوم - آن كه معلوم باشد آبستن است واگر معلوم نباشد وشوهر در حال حيض طلاقش بدهد ، بعد بفهمد آبستن بوده احتياط مستحب آنست كه دوباره أو را