Skip to main content

توضيح المسائل ( فارسي ) — Page 374

Contributors:

P.374
بين رفته هر گاه كسى كه آن چيز را گرفته مىدانسته يا احتمال مىداده كه زكات است بايد عوض آن را بدهد وأو به مستحق برساند ، ولى اگر به غير عنوان زكات داده نمىتواند چيزى از أو بگيرد وچنانچه در تشخيص مستحق كوتاهى نكرده باشد مثلا بينه شرعيه گواهى بر فقر أو داده باشد لازم نيست دوباره از مال خود زكات بپردازد .
مسأله 2004 - كسى كه بدهكار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد اگر چه مخارج سال خود را داشته باشد مىتواند براي دادن قرض خود زكات بگيرد ولى بايد مالي را كه قرض كرده در معصيت خرج نكرده باشد ولى اگر در معصيت خرج كرده از آن معصيت توبه كرده باشد كه در اين صورت از سهم فقرا مىشود به أو داد .
مسأله 2005 - اگر به كسى كه بدهكار ومقروض است ونمى تواند بدهى خود را بدهد زكات بدهد ، بعد بفهمد قرض را در معصيت مصرف كرده ، چنانچه آن بدهكار فقير باشد مىتواند آنچه را به أو داده بابت زكات حساب كند ولى اگر از آن معصيت توبه نكرده باشد بنابر احتياط واجب چيزى را كه به أو داده ، بابت زكات حساب نكند .
مسأله 2006 - كسى كه بدهكار است ونمى تواند بدهى خود را بدهد اگر چه فقير نباشد انسان مىتواند طلبي را كه از أو دارد ، بابت زكات حساب كند .
مسأله 2007 - مسافري كه خرجى أو تمام شده ، يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر أو سفر معصيت نباشد ونتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند ، اگر چه در وطن خود فقير نباشد ، مىتواند زكات بگيرد . ولى اگر بتواند در جاى ديگر با قرض كردن يا فروختن مخارج سفر خود را فرآهم كند ، فقط به مقدارى كه به آنجا برسد ، مىتواند زكات بگيرد .
مسأله 2008 - مسافري كه در سفر درمانده شده وزكات گرفته بعد از آن كه به