تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 492

مساهمون:

ص٤٩٢
مرتد : مسلمانى كه منكر خدا ورسول يا حكمي از ضروريات دين شده كه انكارش به انكار خدا ورسول باز مىگردد . مرتد فطرى : كسى كه از پدر يا مادر مسلمان متولد شده وخودش نيز مسلمان بوده وسپس از دين خارج شده است . مرتد ملى : كافرى كه از پدر ومادر غير مسلمان متولد شده ولى پس از اظهار اسلام مجددا كافر گرديده است . مرجوح ( مرجوح شرعي ) : چيزى كه كراهت شرعي داشته باشد . مردار : حيواني كه خود به خود مرده يا بدون شرايط لازم كشته شده باشد . مزارعه : قرار دادى كه بين مالك زمين وزارع منعقد مىشود كه بر أساس آن مالك در صدى از محصول زراعى را صاحب مىشود . مس : لمس كردن . مس ميت : لمس كردن انسان مرده . مساقات : آبيارى كردن - قرار دادى بين صاحب باغ وباغبان كه بر أساس آن باغبان در برابر آبيارى وتربيت درختان ، حق استفاده از مقدار معينى از ميوه باغ را پيدا مىكند . مستحب : پسنديده ، مطلوب - چيزى كه مطلوب شارع است ولى واجب نيست - هر حكم شرعي كه أطاعت آن موجب ثواب است ولى مخالفت آن عقاب ندارد . مستطيع : توانا - كسى كه امكانات وشرايط سفر حج را دارا باشد . مستهلك : از ميان رفته ، نابود شده ، نيست شده . مسح : دست كشيدن بر چيزى - دست كشيدن به فرق سر وروى پاها با رطوبت باقيمانده از شستشوى صورت ودستها در وضوء . مسكين بيچاره - مفلوك - كسى كه از فقير هم ، زندگى را سخت تر مىگذراند . مسكرات چيزهاى مست كننده
توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 492 | الشيخ محمد تقي بهجت