تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
عادل : شخصي كه داراى ملكه عدالت است . عارية : دادن مال خود به ديگرى براي استفاده موقت وبلا عوض از آن . عاصى : عصيان كننده ، كسى كه نسبت به احكام الهى نافرمان است . عامل : عمل كننده : 1 - كسى كه به قرار داد جعاله عمل مىكند . 2 - كسى كه متصدى جمع آورى ، حسابرسى وتقسيم وساير أمور مربوط به زكات است . 3 - أجير . عايدات : در آمد . عدول : اشخاص عادل . وبه معناى برگشت هم آمده ، مثل آن كه از نظر خود عدول نموده . عذر شرعي : توجيه شرعي ، بهانه شرعي . عرف : فرهنگ عموم مردم . عرق جنب از جرام : عرقى كه پس از آميزش نامشروع يا استمناء از بدن خارج گردد . عزل : كنار گذاشتن . 1 - انزال نمودن در خارج از رحم براي جلوگيرى از آبستنى زن . 2 - بر كنار كردن وكيل يا مأمور خود از كار مانند بركنارى وصى يا متولى خائن توسط حاكم شرع . عسرت : سختى ، تنگدستى . عقد : گره ، پيمان زناشويى ، پيوند عقد بيع : قرارداد خريد وفروش . عقد دائم : ازدواج ما دام العمر عقد غير دائم : ازدواج موقت ، متعه ، صيغه . عقود : قرار دادهاى دو طرفه مثل خريد وفروش ، ازدواج ، مصالحه . عمال : كار گزاران عمدا : از روى قصد ، كارى را با علم وآگاهى انجام دادن . عمره : زيارة خانه خدا وانجام اعمال مخصوص خانه كعبه كه تا حدودي شبيه حج است وآن بر دو قسم است : عمره تمتع كه قبل از حج