تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المسائل ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
" ج " جاعل : كسى كه قرار داد جعاله را منعقد مىكند . جاهل به مسألة : نا آشنا به مسألة . كسى كه مسألةء شرعي خود را نمىداند . جاهل قاصر : جاهلي كه در شرايط عدم امكان دسترسى به حكم خدا قرار دارد وبه جهل خود نيز وقوف دارد . جاهل مقصر : جاهلي كه امكان آموختن مسائل را داشته ولى عمدا در فرا گيرى آن كوتاهى كرده است . جبيره مرهم - پارچه وپوششى كه زخم يا شكستگى را با آن ببندند . جرح - جروح : جراحت ، زخم . جنب : كسى كه منى از أو خارج شده يا با ديگرى مقاربت كرده است . جعاله : قرارى كه طي آن فردى اعلام مىكند هر كس براي أو كار معينى را انجام دهد ، اجرت مشخصى به أو پرداخت مىشود . مثلا هر كس گمشده مرا پيدا كند ، هزار تومان به أو مژدگانى مىدهم . قرار گذارنده را " جاعل " وعمل كننده به آن را " عامل " مىگويند . جلال : حيواني كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده است . جماع : مقاربت - آميزش جنسي . جهر : صداى بلند - با صداى بلند چيزى را قرائت كردن . " ح " حائض : زنى كه در عادت ماهيانه باشد . حاكم شرع : مجتهدي كه بر أساس موازين شرعي داراى قدرت بر فتوى است . حج : زيارة خانه خدا وانجام اعمالي مخصوص در زماني خاص . حج نيابتى : زيارة خانه خدا به نيابت از طرف شخص ديگر با انجام مناسك آن .