فقدان پدرش بسيار اندوهگين بود . جبرائيل نزد آن حضرت آمده او را تسليت و دلدارى مىداد و از پدرش و جايگاه وى به او مىگفت ، و از حال آن حضرت و رويدادهاى آيندهاى كه بر فرزندان آن حضرت وارد مىشود ، به او خبر مىداد و حضرت على عليه السّلام آنها را مىنوشت . « 1 »
( 1 ) 4 - علّامه مقرّم گويد : در وفات حضرت صديقه عليها السّلام چندين قول است :
اوّل : آن حضرت هفتاد و پنج روز پس از رحلت رسول خدا زنده بود و ما همين قول را پذيرفتهايم ، زيرا در بين مورّخان شهرت دارد و روايتى نيز از حضرت صادق عليه السّلام در همين زمينه وارد شده است چنان كه در كتاب « كافى » تأليف مرحوم كلينى و « الاختصاص » تأليف شيخ مفيد و « معالم الزلفى » تأليف سيّد هاشم بحرانى ، ص 133 آمده است .
دوم : چهل روز پس از پدرش زنده بود ، اين مطلب در « مروج الذهب » ، ج 1 ص 403 و « روضة الواعظين » ، ص 130 ، و « كتاب سليم » ، ص 203 آمده است و در كشف الغمه ، ص 149 و « تاريخ قرمانى » به روايت نسبت داده شده اين قول صحيحتر است .
سوم : حضرت در روز سوم جمادى الآخر از دنيا رفته است . اين مطلب را كفعمى در « مصباح » و شيخ طوسى در « مصباح المتهجّد » ، ص 554 و سيّد بن طاووس در « اقبال » آورده و ابو بصير آن را از امام صادق عليه السّلام روايت كرده است ، چنان كه در جلد دهم بحار الانوار صفحهء 1 آمده ، و عبارتى كه در صفحهء 19 « مقاتل الطالبيين » آمده بود كه از روايت حضرت باقر عليه السّلام سه ماه ثابت مىشود ، به همين قول برمىگردد .
چهارم : بيستم جمادى الآخر ، اين مطلب در كتاب « دلائل الامامة » ، ص 46 آمده است .
پنجم : هفتاد و دو روز ، اين مطلب را ابن شهر آشوب در « مناقب » ، ج 2 ص 112 آورده است .
ششم : يكصد روز ، اين مطلب را ابن قتيبه در « معارف » ، ص 62 آورده است .
هامش
( 1 ) كافى ، ج 1 ص 458 .