مقدمهء مؤلف در چاپ اول
به نام خداوند بخشندهء مهربان ( 1 ) خداوندا ! تو را سپاس مىگزارم ؛ اى كسى كه سرلوحهء نامهء اعمال ما را دوستى اوليا و ولايت دوستانت قرار داده ، دلهاى ما را شيفتهء زهراى بتول - كه شادمانى دل آخرين فرستاده و همسر نخستين پيشواى پاك بوده است - نمودهاى . آن بانوى بزرگوارى كه مردان نمونه و شخصيّتهاى برجسته از بزرگداشتش ناتوان گرديدهاند . آن انسان با بركتى كه تمامى پيامبران و فرستادگان الهى با چنگ زدن به ريسمان ولايتش رستگار و كامياب شدهاند .
فاطمهاى كه در توصيف و شناخت شخصيّت واقعىاش زبانها و خردها از كار افتاده و حيران گشتهاند .
طاهرهاى كه والاتر معرفى با قلمهاى زرين بوده ، و محدّثهاى كه برتر از شناخته شدن با گفتار بوده و بزرگتر از آن است كه آثار و نوشتجات راهنماى به سويش باشند و احاديث مسند و مرسل بازگو كنندهء شأن او گردند .
و خلاصه آنكه ، هر آنچه كه دربارهاش گفته شده فروتر از شأن و مقام اوست . در نمودار شخصيّت او همين سخن كافى است كه پدرش او را « امّ أبيها » خوانده و به او « فداها أبوها » گفته است .
بعد از حمد و سپاس الهى ، درود و تحيّات بر پدر فاطمه ، سرور و آقاى ما ، حضرت مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و بر شوهر فاطمه ، مولى و امام ما ، حضرت مرتضى عليه السّلام و بر فرزندان فاطمه عليهم السّلام ، سروران تمامى آفريدگان ، و نفرين و لعنت بر دشمنان فاطمه عليها السّلام ، از آغاز