يعقوب ، از هاشم بن هاشم ، از عبد اللّه بن وهب روايت كند كه امّ سلمه به او خبر داده است كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فاطمه را نزد خويش فرا خوانده سخنى به او فرمود و فاطمه گريست . بعد مطلب ديگرى به او فرمود ، وى خنديد . امّ سلمه گويد : پس از رحلت حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از او عليها السّلام دربارهء گريه و خندهاش پرسش كردم . فرمود :
رسول خدا به من خبر از مردنش داد ، گريهام گرفت و بعد فرمود كه من بانوى زنان اهل بهشتم ، با شنيدن آن خنديدم .
فضيلت شخص بيمار
( 1 ) 72 - احمد بن يحيى صوفى ، از عبد الرحمن بن دبيس ملائى ، از بشير بن زياد جزرى ، از عبد اللّه بن حسن ، از مادرش فاطمه دختر حسين عليه السّلام « 1 » ، از فاطمهء كبرى زهرا عليها السّلام روايت مىكند كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : هنگامى كه بندهء خدا بيمار مىشود خداوند به فرشتگانش دستور مىدهد كه تا وقتى كه در گرو من است ، قلم را از بندهام برداريد ! من او را حبس كردهام تا اينكه يا قبض روحش كنم و يا راهش را [ به سوى سلامتى و عافيت ] بگشايم .
راوى گويد : اين مطلب را به يكى از فرزندانش گفتم . گفت : پدرم مىفرمود :
خداوند به فرشتگانش وحى مىكند كه براى بندهام پاداش آنچه كه در دوران بهبودىاش انجام مىداد ، بنويسيد .
نكوهش ستم
( 2 ) 73 - احمد بن يحيى صوفى ، از عبد الرحمن بن دبيس ، از بشير بن زياد ، از عبد اللّه بن حسن از مادرش ، از فاطمه كبرى عليها السّلام روايت كرده است كه حضرت رسول فرمود : دو لشكر ستمگر با يكديگر درگير نمىشوند مگر اينكه خداوند از آن دو بر كنار است و برايش فرق نمىكند كه كدام يك بر ديگرى پيروز شود . و دو لشكر
هامش
( 1 ) ظاهرا از پدرش حضرت حسين بن على عليهما السّلام نقل نموده است كه در خبر ذكر نشده است ، چنان كه در رواياتى كه مىآيد چنين است .