تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 398

مساهمون:

ص٣٩٨
دوست دارد و نسبت به زشتكار بخيل ، گداى سمج و پررو كينه داشته او را دشمن مىدارد . همانا حيا از ايمان است و ايمان در بهشت جاى دارد ، فحش و ناسزاگويى از پررويى و بىحيايى است و آدم پررو و بىحيا در آتش خواهد بود . « 1 »

داستان زلزله

( 1 ) 31 - هارون بن خارجه به طور مرفوع ( با حذف اسناد ) از حضرت زهرا عليها السّلام نقل مىكند : در دوران خلافت أبو بكر زلزله‌اى رخ داد . مردم از ناراحتى نزد أبو بكر و عمر رفته ديدند آنها نيز به على بن ابى طالب عليه السّلام پناهنده شده به طرف خانه او رفته‌اند . از اين رو ، به دنبال آن دو تا در خانه حضرت رفتند . على عليه السّلام با كمال خونسردى از منزل بيرون آمده به بيرون شهر رفت و بر روى تپّه‌اى نشست . مردم نيز به پيروى از آن حضرت بر روى آن تپّه نشسته به تماشاى ديواره‌هاى شهر مدينه كه در حال تكان خوردن و آمد و رفت بود ، پرداختند . حضرت روى به آنان كرده فرمود : گويا شما از اين منظره ترسيده‌ايد ؟ گفتند : چگونه ترس نداشته باشيم و حال آنكه تاكنون چنين چيزى نديده‌ايم . حضرت زهرا مىفرمايد : در اين لحظه حضرت على عليه السّلام لبهاى مبارك را تكان داد و بعد دست بر زمين زده فرمود : تو را چه شده است ؟ ! آرام باش ! بلافاصله زمين آرام شد . مردم از اين عمل حضرت بيش از خونسردى او به شگفت آمدند . حضرت فرمود : شما از اين كار من دچار شگفتى شديد ؟ گفتند : آرى . فرمود : من كسى هستم كه خداوند متعال دربارهء او فرموده است :
إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
« 2 » و من همان انسانى هستم كه به زمين مىگويد : هان ! تو را چه شده است ؟
هامش
( 1 ) دلائل الامامة ، ص 1 . ( 2 ) زلزال ( 99 ) : 3 - 1 : هرگاه زمين به واسطهء لرزشهاى آن بلرزد و بار گران درونش را بيرون ريزد و انسان از آن پرسش كند و بپرسد . . .
فاطمة الزهراء ( ع ) بهجة قلب المصطفى ( ص ) ( فاطمه زهرا ( ع ) شادمانى دل پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 398 | سيد حسن افتخارزاده / أحمد رحمانى همدانى