عبد الواحد با متوكّل دربارهء او صحبت كرده مرتّب مىگفت : اين مرد از اهل سنّت است ، تا اينكه متوكّل دست از او برداشت .
آنگاه خطيب مىگويد : متوكّل بدان جهت دستور داد او را بزنند كه گمان مىكرد وى رافضى است . ولى وقتى فهميد كه از اهل سنّت است او را رها كرد . « 1 »
( 1 ) 6 - حميد بن صالح از جعفر بن محمّد روايت كند كه گويد : پدرم از پدرش از حسين بن على عليهما السّلام روايت كرد كه حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : فاطمه سرور دلم مىباشد و دو پسرش ميوه قلبم و شوهرش نور چشمم و امامان از فرزندانش امناى پروردگارم و رشته آويخته ميان او و آفريدگانش مىباشد . هر كس به او چنگ زند نجات يافته و هر كس از او تخلف كند سقوط كرده است . « 2 »
( 2 ) 7 - از علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام روايت شده كه فرمود : حديث كرد مرا پدرم موسى بن جعفر ، از پدرش جعفر بن محمّد ، از پدرش حضرت باقر ، از حضرت زين العابدين ، از حضرت امام حسين عليه السّلام ، از حضرت على عليه السّلام كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : دخترم فاطمه در حالى وارد محشر مىشود كه حلّههاى كرامتى را كه با آب زندگى به هم آميختهاند در بر دارد . اهل محشر به او نگريسته به شگفت مىآيند .
سپس حلّهاى ديگر از حلّههاى بهشتى مىپوشد ، بر روى هر حلّهاى به خطّ سبز نوشته شده است : « دختر حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را به بهترين گونه و گرامىترين حالت و زيباترين چهره وارد بهشت كنيد ! » ، آن حضرت در حالى كه هفتاد هزار كنيز در خدمت اويند ، همچون عروسى كه به حجله مىرود ، به سوى بهشت گام برمىدارد . « 3 »
( 3 ) 8 - حضرت علىّ بن موسى عليهما السّلام فرمود : پدرم حضرت موسى بن جعفر ، از پدر بزرگوارش حضرت جعفر بن محمّد ، از حضرت باقر ، از حضرت زين العابدين علىّ بن الحسين ، از حضرت حسين بن على ، از پدر بزرگوارش حضرت علىّ بن ابى طالب عليه السّلام روايت كرد كه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : انّ اللّه عزّ و جلّ
هامش
( 1 ) تاريخ بغداد ج 13 ص 288 .
( 2 ) فرائد السمطين ج 2 ص 66 .
( 3 ) فرائد السمطين ج 2 ص 64 .