صدا زدم ، اى امّ كلثوم ! اى زينب ! اى سكينه ! اى فضّه ! اى حسن ! اى حسين ! بياييد و از مادرتان بهره بگيريد ! فراق و جدايى فرا رسيده و ديدار به بهشت و قيامت موكول شده است .
حسن و حسين عليهما السّلام جلو آمده صدا مىزدند ، آه و افسوس ، غم و اندوهى هميشگى از فقدان جدّمان محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مادرمان فاطمهء زهرا ، اى مادر حسن ! اى مادر حسين ! آنگاه كه جدّمان محمّد مصطفى را ديدار كردى ، سلام ما را به او برسان و به آن حضرت بگو : بعد از تو در دنيا يتيم مانديم .
امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : خدا را گواه مىگيرم كه فاطمه نالهاى كرد و فريادى كشيد و دستهايش را كشيده آن دو را به آرامى در آغوش گرفت و در اين لحظه هاتفى صدا زد : اى ابو الحسن ! آن دو را از روى سينهء مادرشان بلند كن كه به خدا سوگند فرشتگان آسمانها را به گريه درآوردهاند ، دوست مشتاق ديدار دوست است . « 1 »
حضرت مىفرمايد : آن دو را از روى سينهء فاطمه بلند كرده شروع به بستن بندهاى كفن او نمودم و در آن لحظه اين اشعار را مىسرودم :
فراقك اعظم الاشياء عندي * و فقدك فاطم ادهى الثّكول
فراق و جدايى تو در نزد من سختترين چيزهاست و فقدان تو اى فاطمه ! برايم سنگينترين مصيبتهاست .
سأبكي حسرة و انوح شجوا * على خلّ مضى اسنى سبيل
از سر حسرت مىگريم و از سر اندوه نوحهسرايى مىنمايم . بر دوستى كه گام بر روشنترين راه نهاده است .
الا يا عين جودى و اسعدينى * فحزنى دائم ابكى خليلى
اى ديده اشك بريز و با من همراهى كن ! اندوه من هميشگى است و بر دوستم مىگريم .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ج 43 صص 180 - 179 .