اتّفاق افتاد ؛ و بجز اين موارد مىتوان بطور قطع و مسلّم گفت كه بين مسلمين و رومىها هميشه صلح و صفا برقرار بوده است ، و اين خود بهترين مصداق روشن براى فرمايش حضرت رسول است كه فرمود : « به زودى با رومىها صلح و سازشى امنيتآور خواهيد كرد » و ظاهرا مقصود صلح و سازش نظامى كه گاهى بين دو لشكر انجام مىگيرد نيست . زيرا در آن صورت اين صلح و يا سازش بر اساس دوستى و مودّت با كفّار و يا خضوع در مقابل آنان نيست تا در اسلام حرام باشد .
( 1 ) و سرّ اين مطلب آن بود كه جرقّهء سوزان نهضت رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - كه در جامعه اسلامى ايجاد كرده بود رو به افول و خاموشى و سردى گذاشته بود ، انحراف مسلمين و فراموش كردن آنها تعاليم اسلامى را و پيروى از هوى و هوسهاى زودگذر موجب شده بود كه از جهاد و مبارزه دست بردارند و از احكام اسلامى غفلت كنند ، و به همان وضع اسفبار و تلخى كه در آن دوره بر جامعهء اسلامى حكمفرما بود و گرفتاريها و تجزيهها و درگيريهائى كه با آن روبرو بودند عادت نمايند و خلافت عبّاسى هم آخرين نفسهاى حيات خود را مىكشيد . اين سازش و همكارى با رومىها موجب آن شده بود كه مسلمين به كفّار اطمينان و اعتماد كرده و به آنها حسن ظنّ پيدا كنند ، و ديگر مانعى براى همكارى و يا اشتراك در يك كار نظامى و جنگى نمىديدند ؛ و اين همان حالتى است كه از يك قرن پيش از آغاز جنگهاى صليبى در بين آنها ايجاد شده بود و اين روشنترين مصداق براى فرمايش رسول خدا بود كه فرموده بودند : « شما همراه آنها با دشمنان خود مىجنگيد ، پيروز مىشويد و غنيمت بدست مىآوريد و سالم مىمانيد » .
( 2 ) شايد بتوان رويداد سال 375 را بطورى كه تاريخ « 38 » براى ما بازگو مىكند مصداقى روشن براى اين فرمايش دانست ، كه اختلافى بين پادشاهان و زمامداران رومى افتاد و بعضى از آنها از فرمانروايان اسلامى كمك خواستند ، اين شخص بنام « ورد » رومى است كه از رؤساى بزرگ و فرماندهان لشكر و بزرگان روم بود كه هواى سلطنت در سرش افتاده ولى قدرتى براى شكست حريفان و رقيبان
هامش
( 38 ) فتوحات الاسلاميّه 1 / 347 .