بالاتر از مچ را هم مسح نمايد ، ولى مسح بين انگشتان لازم نيست .
( مسأله 704 ) پيشانى وپشت دستها را بنابر احتياط بايد از بالا به پائين مسح
نمايد ، وكارهاى آن را بايد پشت سر هم بجا آورد ، واگر بين آنها بقدرى فاصله دهد ، كه
نگويند تيمم مىكند باطل است .
( مسأله 705 )
در موقع نيت بايد معين كند كه تيمم أو بدل از غسل است ، يا بدل
از وضو ، واگر بدل از غسل بأشد بايد آن غسل را معين نمايد ، وچنانچه يك تيمم بر أو
واجب بأشد وقصد نمايد كه وظيفة فعلى خود را انجام دهد ، اگر چه در تشخيص
اشتباه كند تيممش صحيح است .
( مسأله 706 ) در تيمم بنابر احتياط استحبابي بايد پيشانى وكف دستها وپشت
دستها در صورت تمكن پاك بأشد .
( مسأله 707 ) انسان بايد براي تيمم انگشتر را از دست بيرون آورد واگر در
پيشانى يا پشت دستها يا در كف دستها مانعى بأشد ، مثلا چيزى به آنها چسبيده بأشد
بايد بر طرف نمايد .
( مسأله 708 ) اگر پيشانى يا پشت دست يا كف دست كسى زخم است ، وپارچه
يا چيز ديگرى را كه بر آن بسته نمىتواند باز كند ، أظهر أين است كه أين شخص در
حكم فاقد الطهورين است وقضاى نماز را بعد از بر طرف شدن عذر بايد بجا آورد
گرچه احتياط مستحب آن است كه با تيمم جبيره أي نيز نماز را در وقت بخواند .
( مسأله 709 ) اگر پيشانى وپشت دستها مو داشته بأشد اشكال ندارد ولى اگر
موى سر روى پيشانى آمده بأشد ، بايد آن را كنار بزند .
( مسأله 710 ) اگر احتمال دهد كه در پيشانى وكف دستها يا پشت دستها مانعى
هست ، چنانچه احتمال أو در نظر مردم بجا بأشد ، بايد جستجو نمايد تا يقين يا
اطمينان كند كه مانعى نيست .
( مسأله 711 ) اگر وظيفة أو تيمم است ونمىتواند تيمم كند ، بايد نائب بگيرد
وكسى كه نائب مىشود ، بايد أو را با دست خود أو تيمم دهد ، واگر ممكن نباشد بايد