صلت فرزند دينار از حسن فرزند ابو حسن بصرى گفت : طلحه و زبير را ديدم در شامگاهى بعلى بيعت كردند ، و او در منبر رسول خدا ( ص ) بود .
( 1 ) 18 - حديث كرد بما ابو يحيى زكريا فرزند احمد بلخى گفت نقل كرد بما محمد فرزند ابراهيم حلوانى گفت : نقل كرد بما يوسف فرزند عدى گفت حديث كرد بما حماد فرزند مختار از اهل كوفه از عبد الملك فرزند عمير از انس فرزند مالك گفت : غذائى برسول خدا ( ص ) هديه شده بود كه در پيش او گذاشته شد فرمود :
پروردگارا ! محبوبترين آفريدهات را نزد خود به من برسان با من از اين غذا بخورد گفت :
على بن ابى طالب آمد و در را كوبيد گفتم ، كيستى گفت : منم على ( ع ) گفت : گفتم پيامبر كار دارد و سه بار آمد كه هر سه بار او را رد ميكردم و سپس با پا بدر زد و وارد شد ، پيامبر ( ص ) فرمود : بيا چه تو را نگه داشته بود گفت سه بار آمدم كه هر بار انس مىگفت : پيامبر كار دارد و سپس به من فرمود چه تو را بر اين كار وادار ساخت ؟ انس گفت : گفتم : دوست مىداشتم مردى از خويشان خودم باشد .
( 2 ) 19 - حديث كرد بما ابو عبد الرحمن محمد فرزند عبد اللَّه فرزند عبد السلام مكحول بيروتى در بيروت گفت : نقل كرد بما عثمان فرزند خرزاد گفت : حديث كرد بما عبايه فرزند زياد اسدى گفت : نقل كرد بما قيس از ابو اسحاق سبيعى از ابو بخترى از حجر فرزند عدى گفت : شنيدم شراحيل فرزند مره گفت : شنيدم رسول خدا ( ص ) بعلى ( ع ) مىفرمود اى على به تو بشارت باد كه زندگى و مرگ تو با من است .
( 3 ) 20 - حديث كرد بما ابو القاسم على فرزند محمد فرزند زكريا نخعى در چيزى كه بما املاء كرده بود گفت نقل كرد بما ابو عمر و احمد فرزند خازم گفت : حديث كرد بما عبيد اللَّه فرزند موسى گفت خبر داد بما فضيل فرزند مرزوق از عطية عوفى از عبد الرحمن فرزند حبيب گفت : على كه ( خدا از او راضى باشد ) در بارهء كشتگان خود و كشتگان معاويه پرسيده شد ، فرمود : من و معاويه در روز قيامت در پيشگاه
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: ابن المغازلي
ص٣٢٦