تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
فرزند بركه گفت : حديث كرد بما عبد الرزاق گفت : خبر داد بما معمر از سهل از ابن طاوس از مطلب فرزند عبد اللَّه فرزند حنطب گفت : هنگامى كه هيأت ثقيف بر پيامبر ( ص ) وارد شد فرمود : حتما بايد اسلام بپذيريد و يا حتما بر شما مردى از خودم يا مانند خودم بر مىانگيزم ، كه گردنهاى شما را مىزند و اموال شما را ميگيرد و فرزندانتان را اسير مىگرداند ، عمر گفت سينه را جلو داده و بر روى انگشتانم ايستادم باميد اينكه پيامبر بفرمايد : آن مرد اين است ( پيامبر ( ص ) بعلى ( ع ) توجه كرده و دست او را گرفت و فرمود آن مرد ، اين است ) آن مرد اين است . ( 1 ) 5 - حديث كرد بما احمد فرزند جعفر از عمر سوسى گفت : نقل كرد به من اسباط فرزند محمد از نعيم فرزند حكيم از ابو مريم از على ( ع ) گفت : من با رسول خدا ( ص ) آمده تا بكعبه رسيديم رسول خدا ( ص ) به من فرمود : براى من بنشين او بر دوش من بالا رفت . خواستم او را حركت بدهم ، پيامبر ضعف مرا دريافت ، از شانه‌ام پائين آمد و براى من نشست و فرمود : تو بر دوش من برو : على گفت ، او مرا حركت داد گويا گمان كردم اگر بخواهم به افق آسمان ميرسم تا اينكه به بالاى خانهء خدا رفتم مجسمه‌اى از روى يا مس در آن بود ، از طرف راست و از طرف چپ و از روبرو و از پشت سر آن را از بين ميبردم و جدا مىنمودم تا اينكه توانستم او را تكان داده و بردارم رسول خدا ( ص ) فرمود : او را بينداز . او را انداختم و شكست همانطور كه شيشه‌ها شكسته مىشود از دوش پيامبر پائين آمدم من و رسول خدا بسرعت به خانه وارد شديم و از ترس اينكه مبادا يكى از آنها ما را به‌بينند خود را پنهان نموديم . ( 2 ) 6 - حديث كرد بما احمد فرزند ابراهيم فرزند عبادل گفت : نقل كرد بما ابراهيم فرزند مرزوق گفت : حديث كرد بما عبد اللَّه فرزند داود خريبى از بسام صيرفى از ابو طفيل گفت : على بن ابى طالب ( ع ) در بالاى منبر فرمود : پيش از آنكه نتوانيد
مناقب علي بن أبي طالب ( ع ) ( بهمراه مناقب كلابى ) ( فارسي ) — صفحة 322 | ابن المغازلي / الكلابي / سيد جواد مرعشى نجفى