واگذار نمايم . عهد مىكنم وارد خانهء هركس كه مىشوم فقط به قصد نفع بيمار باشد و از آن خانه بيرون بيايم بقسمى كه هيچ نوع ستم و جور و فساد از روى عمد و قصد روا نداشته باشم ، يا به قصد نزديكى ( جماع ) با زنان و مردان اعم از بنده و آزاد نباشم . امورى را كه در اوقات معالجهء بيماران مىبينم يا مىشنوم ، در غير اوقات بيمارى بين مردم انتشار ندهم و در خارج آنها را به كسى نگويم ، يعنى مطالبى را كه معمولا نبايد گفت نخواهم گفت .
هركس به اين قسم بطور جامع عمل كند و هيچيك از مواد آن را زمين نگذارد ، چنين شخص مىتواند مشغول آموختن علم طب گردد و بنحو احسن و كامل مشغول تحصيل طب باشد . چنين كسى را تمام مردم را دوست داشته و بمدح او مىپردازند و هميشه نام او به نيكى برده خواهد شد . اگر كسى بر خلاف مواد آن قسمنامه عمل كند ، در نظر مردم منفور است و آدم خوبى نيست و هميشه از او بد گويند و نام او ببدى بر زبانها افتد » .
اكنون نسخهء ناموس طبى بقراط را متذكر مىگرديم :
ناموس طب بقراطى - قانون و ميزانى براى كسانى كه بخواهند طب بياموزند و ابقراط آن را تنظيم كرده بدين شرح است :
بقراط مىگويد : « طب شريفترين تمام صنايع است و ممكن است بعضى كه بشغل طبابت مشغول هستند ، نتوانند آن را درك كنند و عمل آنها سبب سلب عقيدهء مردم از طب گردد .
« طب در هيچيك از شهرها عيبى ندارد ، مگر جهل كسانى كه به اين صنعت دست زده و آن را نفهميدهاند . اين دسته شبيه به بازيچهيى هستند كه بعضى بازيگران براى مشغول داشتن مردم آنها را نمايش مىدهند و همان گونه كه بازيچهها صورتند و حقيقتى ندارند ، اين دسته از طبيبان اسما به صورت و شبيه طبيب هستند ولى عمل ندارند .
« كسى كه بخواهد صنعت طب را بياموزد ، بايد طبع نيك و موافقى داشته ، در كار خود حرص شديد و ميل به آموختن طب و فراگرفتن آن داشته باشد و بهتر از
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 59
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص٥٩