30 ) « مقالهايست در رد نسطورس » ؛
31 ) « كتابى در رد مردم جاهل » در دو مقاله ؛
32 ) « مقالهء ديگرى در همين زمينه » ؛
33 ) « مقالهايست در نبض رد بر هيجده مسئله ديدوخس ( ديادوخس ) برقلس « 1 » افلاطونى » ؛
34 ) « شرح كتاب ايساغوجى فرفوريوس » « 2 » . 2
ابو الحسن على بن رضوان در كتاب « المنافع » در كيفيت تعليم صنعت طب گفته است :
علت آنكه اسكندرانيان در تعليم طب به همان شانزده كتاب جالينوس اكتفاء كردهاند آن بود ، كه اگر محصل علم طب خوشقريحه و بلندهمت و مولع در تحصيل بود ، با مطالعهء اين كتابها شوق و رغبت زيادى بتعليم طب پيدا مىكرد ، زيرا مطالب عجيبى كه جالينوس در آنها بيان نموده ، او را وادار مىكرد كه ساير كتابهاى جالينوس را هم بخواند .
ترتيب تحصيل اسكندرانيها هفت مرتبه ( درجه يا رتبه يا طبقه ) داشت :
مرتبهء اول را در حقيقت ، مقدمه ورود در صنعت طب مىدانستند . بدين معنى كسى كه اين مرتبه را مىگذراند ، مىتوانست در امور جزئى طب دخالت و عمل كند .
چنين كسى اگر فرصت براى تعلم بيشترى داشت و درعينحال مايل بود ، تحصيل بيشتر كند ، وارد مرحلهء دوم مىگرديد و اگر فرصت يا رغبت بيشترى نداشت ، باز هم از مراتب بعدى نيز مىتوانست در معالجهء امراض استفاده كند . مجموع كتابهاى اين مرتبه چهار كتاب است :
كتاب اول - « الفرق » كه مشتمل بر يك مقاله مىباشد . در اين مقاله از قوانين درمان و علاج بنا بر عقيده و راى اهل تجربه استفاده مىشود و مطالبى براى اهل
هامش
( 1 ) -Proklos ho Diadochos de Byzantion ( Proclus de Diadoque )( 2 ) -Porphyros