كند ، و در اين راه كوشش بسيار كرده ، منهم دنبال آن رفتم و جد بسيار كردم و در شهرهاى جزيره ( بين النهرين ) و تمام شامات و فلسطين و مصر جستجو كردم و باسكندريه هم رفتم . فقط در دمشق نسخهاى كه در حدود نيمى از آن ولى ناقص و بىترتيب بود يافتم ، جبرائيل هم چند مقاله از آن را يافت ، كه مطابق اصل نبود .
ايوب « 1 » آنچه از آنها بدست آمده بود ، براى جبرائيل ترجمه كرد ، ولى من از ترجمهء آن خوشم نيامد و ترجمهء خوبى نيست ، مگر آنكه عيب و نقص آن را بر طرف نمايند .
چون تمايل شديد و شوق بسيار براى پيدا كردن آن دارم ، بسيار شايقم كه كتاب مزبور بدست بيايد . من آنچه را از آن بدست آوردم بسريانى ترجمه نمودم ، كه قسمت كوچكى از مقاله دوم و قسمت اعظم مقاله سوم و در حدود نيمى از اول مقالهء چهارم است ، زيرا اصل آن اوراق حاضر بود . ساير مقالات آخر كتاب را غير از مقالهء پانزدهم را يافتم ، كه اواخر آن ناقص بود . عيسى بن يحيى « 2 » آنچه از مقالهء هشتم تا مقالهء يازدهم بدست آورده بود ، ترجمه كرد . چنان كه اسحاق بن حنين از مقالهء دوازدهم تا مقالهء پانزدهم را به عربى ترجمه نموده است ؛
118 ) « كتاب فى القياسات الوضعية » - اين كتاب در يك مقاله است ؛
119 ) « كتاب فى قوام الصناعات » - حنين گفت : مختصرى از اين كتاب به يونانى موجود است ؛
120 ) « كتاب فى تعرف الانسان عيوب نفسه » كه دو مقاله است ؛
حنين گفت : جز يك مقاله ناقص از آنكه بيونانى بود ، نسخهاى نديده است ؛
121 ) « كتاب الاخلاق » در چهار مقاله - هدف جالينوس در اين كتاب كه انواع و درجات اخلاق و اسباب و دلائل و كيفيت معالجات و مداواى اخلاقى را بيان نمايد ( مقصود معالجات روانى است ؟ . م . ) ؛
122 ) « مقالة فى صرف الاغتمام » ( دور كردن غم و غصه ) - جالينوس اين
هامش
( 1 ) - ايوب معروف به ابرش كه كتابهاى بسيارى به سريانى و عربى ترجمه كرده است .
( 2 ) - يكى از شاگردان حنين بن اسحاق و از مترجمان معروف آن دوران بوده .