تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 213

مساهمون:

ص٢١٣
كرده بودم مىخوردند و از خوردن ميوه تازه و چيزهاى ديگر از غذاهائى كه كيموس آنها بد است پرهيز مىنمودند » . جالينوس در كتاب خود بنام « فى علاج التشريح » گفته است : « اولين مرتبه‌اى كه به شهر روميه وارد شدم ، اوائل سلطنت آنطونينوس كه بعد از ادريانوس بسلطنت رسيده بود ، در آنجا كتابى در تشريح براى بواثيوس ، فاتح كه والى روم بود ، نوشتم . او تصميم گرفت از شهر روم بموطنش بطولومايس برود . در آن موقع بواثيوس از جالينوس خواست ، كتابى در تشريح برايش بنويسد . او ( جالينوس ) هنگامى كه در شهر سمرنا نزد معلم دوم خود باليس بود ، مقالاتى در تشريح براى بواثيوس نوشت . باليس معلم دوم جالينوس بعد از ساطورس و ساطورس شاگرد قوينطوس بود » . جالينوس از آنجا ( سمرنا ) براى ديدار مردى نامدار كه شاگرد قونطس بنام افيقيانوس بود به قورنطوس « 1 » ( كرنت ) رفت . سپس عازم اسكندريه شد ، زيرا شنيده بود ، جماعتى از شاگردان قونطوس و نوميسيانوس در آنجا هستند . آنگاه از آنجا ( اسكندريه ) به وطن خود فرغامس كه از شهرهاى آسيا مىباشد ، برگشت . بعدا بروميه آمد و در حضور بواثيوس بتشريح پرداخت . در روم اوذيموس « 2 » فيلسوف مشّائى هميشه نزد او مىآمد . همچنين والى شهر روميه سرجيوس بولوس نيز به محضر آنها حاضر مىگرديد ، زيرا جالينوس در جميع شعب حكمت در گفتار و كردار مورد احترام بود و بر سايرين مقدم شمرده مىشد . جالينوس در يكى از كتابهاى خود نوشته است : اولين مرتبه كه وارد اسكندريه شد و از آنجا بفرغامس وطن خود و پدرانش برگشت ، بيست و هشت ساله بود . در كتاب فهرست كتابهاى خود « فينكس « 3 » » نوشته است : زمانى كه از روميه بموطن خود برگشت ، سى و هفت ساله بوده است و در كتاب « نفى الغم » گويد : كتابهاى بسيارى
هامش
( 1 ) -Corinthe( 2 ) -Eudemus( 3 ) -Pinex
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 213 | ابن أبي أصيبعة / سيد جعفر غضبان