و لو نسبت به من محبت واقعى نداشته باشند . آنان يا در مقابل خدمت و معالجه من يا بمناسبت آنكه در يك محضر عالى مرا ديدهاند يا به علت آنكه از امر زيبائى در حضور خلفاء صحبت نمودهام و به شنونده فائده رسيده است ، به من توجه و محبت نموده و نسبت به من علاقه پيدا كردهاند . بنابراين هريك از اين طبقات به من محبت و نيكى مىكنند .
در اين صورت اگر نسبت خانهء من بقصر امير المؤمنين به نسبت يك به ده باشد و خانهء جالينوس نسبت به كاخ پادشاه روم به نسبت يك به صد باشد ، باز هم او ( جالينوس ) از حيث بزرگى و مروت از من بسيار بزرگتر است .
ابو اسحق به او ( بجبرائيل ) گفت : مىبينم نسبت بيوسف به علت آنكه تو را در مروت و آقائى بر جالينوس مقدم داشته است ، عصبى شدى .
جبرائيل گفت : آرى به خدا قسم . خدا لعنت كند كسى را كه شكر نعمت منعم را بجا نمىآورد و به قدر امكان خود قدردانى نمىكند . من به خدا قسم از آنكه ( كسى كه ) مرا با جالينوس در حالى از احوال همطراز بداند ، خشمگين خواهم شد . و اگر او را ( جالينوس ) بر من مقدم بدارد در تمام حالات از او سپاسگذارم .
ابو اسحق اين قدرشناسى را از او تحسين كرد و او را در اين عقيده ذى حق دانست .
به او گفت : بجان خودم قسم كه مردم آزاد بايد چنين باشند . در اين موقع جبرائيل خود را به پاى ابو اسحق انداخت كه پايش را ببوسد ، ولى ابو اسحق او را منع كرد و در آغوشش كشيد .
سليمان بن حسّان گفت : جالينوس در دورهء نيرون ( نرون ) ششمين قيصر روم مىزيسته است . وى ( جالينوس ) همه جا مسافرت و گردش كرد و دوبار به روميه رفت .
در آنجا سكونت كرد و با پادشاه آنجا به جنگ رفت ، تا به حال مجروحين رسيدگى كند . جالينوس در شهر روميه مجالس عمومى تشكيل مىداد و سخنرانى مىكرد .
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 202
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص٢٠٢