در اين صورت از تاريخ وفات جالينوس تا اين سال يعنى سال چهارصد و بيست و دو هجرى نهصد و چهل و هفت سال خواهد شد . اگر بر تمام سنوات عمر جالينوس سالهاى بين ولادت او و صعود مسيح ( ع ) را به آسمان اضافه نمائيم ، يعنى يكصد و شصت سال اضافه شود ، در اين صورت از تاريخ صعود مسيح ( ع ) تا سالى كه در آن هستيم يكهزار و يكصد و هفت سال مىگردد ، در صورتى كه اين حساب صحيح نيست و ناقص مىباشد .
اينگونه تواريخ است كه مردم را گمراه خواهد كرد ، زيرا مردم پيرو مورخان هستند و گمراه مىشوند .
علت عدم صحت اين تاريخ از دو جهت است : يكى از طريق توجه به تاريخ مسيح ( ع ) و ديگرى از طريق رعايت تاريخ جالينوس ، كه هر دو را سابقا بطور كافى و شافى بيان نمودهايم . هركس خواست آن را امتحان كند ، بايد بدانچه گفتيم مراجعه نمايد ، تا موضوع روشن گردد ، زيرا فاصله منظور از تاريخ ولادت مسيح ( ع ) يكهزار و هيجده سال و از تاريخ جالينوس نهصد و سيزده سال مىباشد و اين مطلب غلط واضح و تخلف بزرگى است .
عبيد اللّه بن جبرائيل گفت : من تعجب مىكنم كه چگونه چنين حسابى نمودهاند ، در صورتى كه خود جالينوس مطلب را به خوبى توضيح داده و قرائن آن نيز از بيانات مورخان بدست مىآيد و باز هم تعجب مىكنم ، چگونه به فصلى كه در كتاب « اخلاق » جالينوس آمده توجه ننمودهاند ، تا غلط بودن تاريخ اين مدت را بدانند كه يكصد سال را يك سال احتساب نمودهاند .
ممكن است منشأ اين اشتباه از عمل نسّاخ باشد كه در اثر تكرار استنساخ بمنزلهء سندى شده كه بدان تكيه كردهاند و بديهى است كسانى كه اهل تتبّع نيستند گمراه مىشوند .
ذيلا رونوشت فصلى از كتاب « اخلاق » را عينا نقل مىكنم :
جالينوس گفت : در اين زمان مردمى را ديديم كه در عداد بندگان بوده
عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى ) — صفحة 193
مساهمون: ابن أبي أصيبعة
ص١٩٣