هيچوقت خشنود نخواهد بود و كريم هيچگاه حسود نيست و آزمند هيچگاه بىنياز نخواهد بود . همچنين مردمان افسرده دوستان دائم ندارند و هركس با عجله دوست گيرد به زودى پشيمان گردد ؛
« او گفت : دليل آنكه شهوت در بيشتر مردم بر عقل غلبه كند آن است كه شهوت از كودكى با افراد همراه است ، ولى عقل پس از تكامل انسان بوى مىرسد .
همراه بودن آدمى با شهوت قديمىتر است و بيشتر با آن انس دارد » .
ارسطو چون از تعليم اسكندر فراغت يافت ، اسكندر او را خواست و از او مطالبى را كه مربوط به سياست عمومى بود سؤالاتى نمود . اسكندر جوابهاى نيكو داد ، ولى ارسطو ويرا مضروب ساخت و آزادش نمود .
از ارسطو پرسيدند چرا چنين كردى درحالىكه اسكندر جوابهاى صحيح داد ؟
ارسطو گفت : اسكندر نوجوان و بچهايست كه نامزد پادشاهى مىباشد ، خواستم طعم ظلم را به او بچشانم تا او را از ستم بمردم باز دارم .
وصيت ارسطو هنگام فوت
ارسطو هنگام وفات دستور داد او را دفن نموده و بر گورش اطاقى هشت كنج بسازند و هشت جمله در هشت كنج آن بنويسند كه مصلحت عموم در آن مىباشد و آن هشت جمله به اين شرح است :
1 - دنيا بوستانى است كه حصار آن دولت است ؛
2 - دولت قدرتى است كه قانون آن را مىپوشاند ؛
3 - قانون سياستى است كه پادشاه بايد آن را رعايت نمايد ؛
4 - پادشاه شبانى است كه سپاهيان او را تقويت مىنمايند ؛
5 - سپاهيان كمكهائى هستند كه ثروت ( مال ) آنها را نگاه مىدارد ؛
6 - ثروت روزى ( وسيلهء معاش ) است كه رعيت آن را جمعآورى مىنمايد ؛
7 - رعيت بندگانى هستند كه عدالت مالك آنهاست ؛