به حد افراط خوشحال و غمگين نمىشد . هيچكس او را خندان يا گريان نديد .
برادران خود را بر خود مقدم مىداشت .
حكايت كردهاند كه او اولين كسى بود كه گفت اموال دوستان مشاع بوده و تقسيم نشده است . هميشه مراقب سلامتى مردم سالم بود و بيماران را معالجه مىكرد تا شفاء يابند . دردمندان را گاهى به صورت تكهن و معالجات روانى و روحى و زمانى با نغمات و الحان الهى درمان مىنمود و به اين وسيله دردهاى جسم را هم از بين مىبرد .
وى امر برد امانات ( سپردهها ) مىكرد ، نه تنها رد مال مقصود بود ، بلكه هر امانتى حتى صحبتهاى سرى و دستور مىداد وعدهها را وفا نمايند و راست گويند .
فرفوريوس در مقالهء اول از كتاب خود ، در « اخبار فلاسفه و قصهها و آراء آنها » حكايات عجيبى از فيثاغورس نقل نموده كه « دراينموارد پيشبينىهائى نموده و از او اخبار غيبى شنيده يا ديدهاند ، به همان نحو كه او گفته است .
كلمات حكيمانه فيثاغورس -
« فيثاغرس حكم خود را برمز و در پرده مىگفت . از لغزهائى كه او مىگفت اين است : در ميزان تعدى نكن يعنى از افراط اجتناب نما ؛
« آتش را با چاقو بهم نزن ، زيرا يك مرتبه چاقو با آتش گرم شده يعنى از گفتارى كه موجب تحريك است به شخصى كه در حال غضب مىباشد اجتناب نما ؛
« بر قفيز ننشين ، يعنى بيكار مباش . از محل درندگان عبور نكن ، يعنى از راى تازه جوانان بىمو تقليد يا اقتداء منما ؛
« شبپره خانه را آباد نمىكند ، يعنى اشخاصى كه بچيزهاى نداشته افتخار مىكنند و به پرحرفها كه اختيار زبان خود را ندارند اقتداء منما ؛
« انداختن بار از دوش باركش كومك به او نمىكند ، ولى در موقع بار گذاردن بر دوش كومك مىنمايد ، يعنى هيچكس غافل از كارهاى خير خود نيست ؛