تصديق نخواهيم كرد ، زيرا او نخواهد مرد تا آسمان فرود آيد و به تمام كرهء زمين سلطنت نمايد .
عبد القاهر مىگويد : اين گروه تصوّر مىكنند كه « مهدى منتظر » همان على بن ابى طالب ( ع ) است ، و شخص ديگرى نيست . و اسحاق بن سويد عدوى « 1 » اشعار زير را در بارهء عقايد اين گروه سروده است :
« من بيزارى مىجويم از گروه خوارج و ازآنان نيستم ، نه از گروه غزالم و نه از طرفداران ابن باب .
و نه از گروهى مىباشم كه چون على را به ياد آورند ، جواب سلام به ابر مىدهند .
ولى من با تمام قلبم دوست مىدارم پيامبر ( ص ) حق و ابو بكر را و مىدانم راه درست همين است .
و با اين حبّ و دوستى ، اميد بهترين اجر و ثواب را در روز قيامت دارم » « 2 » در اين جا سخن بغدادى در بارهء عبد الله بن سبأ و گروه سبئيه پايان يافت . اينك وى در بارهء عبد الله بن سوداء سخن آغاز مىكند و در اين مورد چنين مىگويد : عبد الله بن سوداء در عقيدهاى كه گروه سبئيه داشتند و به آنان كمك كرده و با آنان همفكرى داشت . و او اصلًا از يهوديان حيره بود ، ولى براى اين كه درميان اهل كوفه به مقام و رياستى برسد ، تظاهر به اسلام نمود و در ميان مردم كوفه چنين گفت كه من در تورات خواندهام كه هر پيامبر وصى و خليفهاى دارد ، و وصىّ محمّد نيز على ( ع ) مىباشد . . .
بغدادى مىگويد : چون شيعيان على اين گفتار ابن سوداء را شنيدند ، به على گفتند كه او از محبّين و دوستداران تو مىباشد ، لذا مقام و منزلت ابن سوداء در نزد على بيشتر
هامش
( 1 ) . اسحاق بن سويد عدوى تميمى بصرى ، وفاتش در سال 131 ه - به بيمارى طاعون بوده است . او از على بن ابى طالب ( ع ) .
( 2 ) . برئت منالخوراج لست منهم * من الغزال منهم و ابن باب
و من قوم اذا ذكروا علياً * يردون السلام على السحاب
و لكنى احب بكل قلبى * و اعلم ان ذاك من الصواب
رسول الله و الصديق حقا * به ارجو غداً حسن الثواب