جنبههاى واقعى داستان احراق مرتد
و من الجائز ان يحرق الامام جثة مرتد خشية أن يتّخذ قبره
واثناً .
بر امام ( ع ) جايز است كه مردهء مرتد را بسوزاند
تا پيرواناش قبر وى را مورد ستايش قرار ندهند .
مؤلّف
در فصول پيش ، روايات احراق مرتد را آورديم و آنها را مورد بحث و ارزيابى قرار داديم . جنبههاى ضعف و بىاساس بودن آنها را هم نشان داديم و گفتيم كه اين روايات نمىتوانند پايهء استوارى داشته و از صحت و واقعيّت برخوردار باشند ، بلكه سخن و افسانهاى است كه روى علل و اغراض مختلف ساخته شده است .
چه ، اگر كسى وضع اجتماعى صدر اسلام و جزيرة العرب را مطالعه و بررّسى كند ، به وضوح و روشنى اين حقيقت را خواهد يافت آن نفوذ و قدرت خاصى كه اسلام در اين منطقه براى توحيد و يگانهپرستى به وجود آورده ، و مبارزههاى پيگير و كوبندهاى كه بر ضدّ بتپرستى ، و به طور كلّى عليه پرستش هر نوع مخلوق ، و كرنش در برابر غير خالق انجام داد ، ديگر مجال و فرصتى باقى نگذاشت كه انسانى بتپرست گردد و يا به الوهيت بشرى معتقد شود . و اين جريان در آن شرايط خاص ، مانند اجتماع نقيضين ، محال و غير