آرى در اين گونه حوادث و آشوبها ، از آثار و كتب شيعه آن قدر از بين رفته است كه از تعداد آنها كسى جز خداى دانا اطلاع ندارد .
2 ) دومين عامل از بين رفتن اين كتب و آثار اصيل ، اين است كه علما و دانشمندان شيعه توجّهشان را تنها به جنبههاى آموزش علومى كه مقدّمهء استنباط احكام شرعى و پايه و اساس به دست آوردن فقه اسلامى مىباشد معطوف داشته ، و به روايات و متون ديگر اهتمامى نداشتهاند چنان كه مىبينيم علماى شيعه ، از دورانهاى گذشته تا به امروز ، در بررّسى آيات احكام و روايات فقهى عنايت خاصّى مبذول داشته ، و حوانب مختلف اين نوع آيات و احاديث را دقيقاً تحقيق و بررّسى نمودهاند به طورى كه هر شخص متتبّع و محقّق ، با مختصر توجّه مىتواند اطمينان كند و براى وى يقين حاصل گردد كه ديگر با اين عنايت فوق العاده ، و بررّسى عميقى كه در طول قرنها نسبت به روايات فقهى از طرف علماى شيعه به عمل آمده است ، تمام احكام و دستورات اسلام امروز سالم و دست نخورده به دست ما رسيده است .
ولى متأسفانه ، با مقايسهء اين توجه و عنايت خاصّى كه در قرون گذشته نسبت به روايات احكام و كتابهايى كه اين روايات در آنها درج گرديده مبذول شده است ، نسبت به عمل ايشان در بارهء روايات سيره ، تاريخ ، تفسير ، آداب اسلامى و ساير اقسام علوم اسلامى قصورى شديد و بس خطرناك مشاهده مىگردد .
علّت انتشار اكاذيب در كتب معارف اسلامى
در اثر كم توجّهى علماى شيعه به روايتهاى غير احكام دو زيان به بار آمد :
اول ) بيشتر متون اصلى ، تأليفات اصحاب ائمّه در انواع معارف اسلامى ، در نتيجهء متاركه از دست ما رفته است .
دوم ) در اثر سهلانگارى در مراجعه به مدارك غير احكام ، جعليّات و افسانههاى شگفتآورى به كتب غير احكام راه يافته مانند آن كه در مواردى كه علماى شيعه مىخواستند در زمينهء تاريخ و سيره و تفسير و شناسايى بلاد و شهرها و فنون ديگر به روايات مراجعه نمايند ، به علت همان سهلانگارى نه تنها در اينگونه مسايل تحقيق و