كه مسلمانان به دو گفتند :
اين جانشين رسول خدا ! تو را به خدا سوگند كه خودت را در معرض هلاكت قرار ندهى چه آن كه اگر تو كشته شوى رشتهء نظم و اتّحاد مسلمانان از هم گسيخته مىگردد و وجود تو ، سدّ محكم و شكستناپذيرى است در برابر دشمن و بر آنان از همه چيز سنگينتر ، پس چه بهتر شخص ديگرى را به جاى خودت به اين جنگ بفرستى كه اگر كشته شود ديگرى را به جاى وى مىگمارى ابو بكر گفت :
به خدا سوگند چنين كارى را نخواهم كرد و كسى را به جاى خودم انتخاب نخواهم نمود من بايد با جان خودم به شما مسلمانان يارى و مواسات كنم . . .
آرى سيف خوب فهميده است كه لقمه را چگونه بايد خورد و به غذاى مسموم چه چاشنى بايد زد كه بتوان به خورد مردم داد و امثال اين شيرينكارىها چاشنىها و اينگونه رنگآميزىها است كه سبب گرديده است علماء و دانشمندان مشهور مسلمان به روايات سيف علاقمند شوند و او را با اين كه در ميانشان معروف به زندقه و دروغگو مىباشد بر ديگر راويان و ناقلان حديث مقدم دارند و روايت او را بيش از همه نقل و ترويج كنند و از روايات معتبر ديگرى كه حوادث دوران ابو بكر را به طور صحيح براى ما بازگو مىكند اعراض نموده آنها را در بوته فراموشى قرار دهند .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 432
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٤٣٢