« آنها در هر كتابى آمده و هر كس آنها را نقل كرده است آخر آن به سيف منتهى مىگردد و سر رشتهء تمام اين نقلها در دست اوست » .
حديث سازى و دروغگويى او هم در پيش تمام دانشمندان اسلامى و تاريخ نگاران ثابت و بلكه با زندقه و بىدينى معروف است با اين حال چگونه مىتوان به اين روايات اعتماد نمود و حقايق تاريخ اسلام را با آنها شناخت و به ديگران نيز شناساند .
اينك به سلسله راويان سيف در مورد جنگ ابرق و ذىالقصه و اينكه اين روايتها چگونه تنها به سيف منتهى مىگردد و در او پايان مىپذيرد توجه فرماييد :
ريشه
سيف اين روايات را از :
1 . سهل بن يوسف .
2 . عبدالله بى سعيد ؛
نقل كرده كه اين هر دو راوى ، از جعليات سيف و زاينده فكر و خيال او است و اصلًا چنين راويان در اسلام وجود نداشتهاند .
شاخهها
از سيف هم :
1 . طبرى : در تاريخ خود .
2 . صحاب استيعاب : در ترجمهء صحابه پيامبر ( ص )
3 . صحاب اسد الغابه : در ترجمهء صحابه پيامبر ( ص )
4 . صاحب تجريد : در ترجمهء صحابه پيامبر ( ص )
5 . صاحب اصابه : در ترجمهء صحابه پيامبر ( ص )
6 . صاحب معجم البلدان : در ترجمهء اماكن .
گرفتهاند و در كتبشان نقل نمودهاند ، با اين تفاوت كه طبرى همهء آن روايتها را وارد ساخته است ولى بقيّه قسمتى از آنها را .