نامبردهء سيف مىپردازيم :
1 . در كتابخانهء « آثار بغداد » نسخهاى از تاريخ طبرى را ديديم كه قبلًا به كشيش بزرگ مسيحى « اب انستناس مارى كرملى » متعلّق بوده است . در اين كتاب مواردى كه رقمهاى بزرگى از كشتهها در جنگها و فتوحات اسلامى نقل شده اسيت علامتگذارى شده بود و چون دقّت كردم ديدم كه همهء اين موارد ، جزء رواياتى است كه سيف نقل نموده است .
2 . مستشرق اسلام شناس « اجناس گلدزيهر » در ص 43 از كتابش مىگويد : « در برابر خود ، سرزمينهاى وسيع و گستردهاى را مىنگريم كه از حدود كشورهاى عربى تجاوز مىكند ، همهء اين سرزمينها با نيروى شمشير به دست مسلمانان افتاده است » .
اين قبيل داورىها نتيجه و مآل روايات سيف است كه براى اسلام و مسلمانان مانده ، ولى در روايات غير سيف واقعيّت را به صورت ديگرى در مىيابيم . چه ، مىنگريم كه مسلمانان شمشير نكشيدهاند مگر در برابر كسانى كه بر روى آنان شمشير كشيده باشند و يا در برابر حكّام و فرمانروايانى كه به وسيلهء شمشير و خونريزى بر تودهء افراد مسلّط بودند و در بيشتر اوقات خود مردم نيز با مسلمانان در برانداختن چنين فرمانروايان خودسر و افراد ستمگر همكارى و همفكرى مىكردند چنان كه :
در جنگ يرموك كه مسلمانان با روميان در شام مىجنگيدند اهل حمص به مسلمانان كمك مىكردند و جريان آن در فتوح البلدان آمده است .
عبدالله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى — صفحة 373
مساهمون: السيد مرتضى العسكري
ص٣٧٣